دیروز خونه یکی ازدوستام ختم انعام دعوت بودم من زیاد اینجور مراسم نمیرم چون زیاد بهره ای ازشون نمیبرم ترجیح میدم خودم و خودم قران بخوانم نه هول هولکی یه سوره را با صدای بلندبلندگو بشنوم و بعد برن سراغ اش خوردن و غیبت کردن اما دیروز رفتم اولین چیزی که تعجبم را واداشت مادرایی بودن که با بچه هاشون از شیرخوار تا ده دوازده ساله اومده بودن من اگه جای اون بچه ها بودم از اول تا اخرونگ میزدم اخه هم اتاق گرم بود هم صدای خانمه بلند تازه بلندگو هم داشت :devil:cry
اگه جای بچه های بزرگتر بودم هم که یک لحظه روپام نبودم و هی شیطونی میکردم نمیدونم چرا به شادی بچه ها بی توجهیم لباسای مشکی با چشمان گریان و صدای دادزدن البته من با عزاداری و احترام به بزرگان و راه ومنششان اصلا مخالف نیستم مخالفتم با حضور خردسالان در این مراسمه اخه هرسخن جایی و هرنکته مکانی دارد.:loser:thinking
فید وبلاگ:
Special.ir
-
نوشتههای تازه
بایگانیها
پیوندها
- آشنايي با يك معلول قطع نخاع
- آیدا …
- الهه ی مهر
- این مهمان ناخوانده
- ب مثل بهاران
- تلخ و شیرین
- دست نوشته های راما
- دیوونه
- روز + نامه (نگین حسینی)
- زندگی اهورایی من
- زیستن با معلولیت
- سلام ام اس
- سوته دلان
- مادر یک روشندل
- مرا آفرید آن که دوستم داشت
- مژی جون و شوشو
- نابودی ام اس
- همدم روح
- ویولت (من و ام اس)
- یک قدم به خوشبختی با پاهای خیالی
آخرین دیدگاهها
- alireza در دانشگاه و دل من
- باران در دانشگاه و دل من
- باران در تولد و بی آرزویی
- سوسن جعفری در تولد و بی آرزویی
- باران در من و احوال جسمی ام۲
اطلاعات
-

باهات موافقم #kiss
سلام#flower
من هم موافقم. قرآن و دعا رو بايد با آرامش خوند نه هول هولکی. بچه ها هم بايد شيطونيشونو بکنن بزرگ شدن خودشون دعا ميکنن.
مامانم يه بار رفته بود يکی از اين مراسم تا سه روز نميتونستم سر حالش بيارم#sad
منم بذم مياد
سلام خانومی زيارت قبول#hug #kiss
خدا رو شکر راحت رفتيب و اومدی و بهت خوش گذشته ٬ خيلی دلم ميخواد برم#yawn خدا قسمتم کنه
در مورد مراسم دعا و بچه ها شددددددییییدا موافقم از بچگی منو میبردن اونجااااا#sad صدامم نبايد در ميومد. همينه که الان خوشم نمياد (البته الان به خاطر همون موردی که اشاره کردی => غيبت)
دوست دارم#heart
من یک پسر کوچک دارم اگر نخواهم همراهم ببرمش باید هیچ جا نرم #yawn
سلام نسيم جون .
کاملا باهات موافقم که اگه جای بچه ها بودم شيطونی می کردم #winking .
ولی واقعا خوندن هول هولکی به چه درد می خوره ؟!
سلام الیکم ای بابا نسيم جان تو ايران چی . کی سر جای درستش قرار می گيره#party
نه ديگه همکارم بعد از چند دقيقه به کنک يه همکار ديگه اش با اون وضع(چوب و …)کلاغ رو نجات دادن البته مردشو#grin
#yawn
بچه وجودش خوبه.حداقل خدا يه نگاهی به مجلس ميکنه.#grin
نسيم جان سلام
منم باهات موافقم ولی اونجا که نوشتی برم سراغ آش خوردن و غيبت کردن کلی خنديدم #winking پس تو مراسم دعا هم غيبت ميکنن#laugh #flower
راستی مهرداد هم در مورد اين بريس ارگو نوشته نمی دونم خوندی يا نه
آی نسیم جان خدا خیرت بده دیگه از این حرفها گذشته عزیزم… #tongue
اصلا با بچه مخالفم در هر جا!#tongue
چی بگم؟
نسيم جان من خودم هيچ وقت در مراسم ختم انعام و در کل اين مراسم شلوغ شرکت نمی کنم. چون اصلا بهم مزه نمی ده.
دوست دارم هرکاری رو با ميل انجام بدم تا حس کنم يه بهره ای بردم حداقل.
در مورد بچه ها هم فقط می شه اينجوری فکر کرد که مادراشون يا می خوان اينجوری بچه هاشون رو به اين مراسم عادت بدن #winking يا اينکه کسی رو نداشتن بچه رو بذارن پيش اون.
که البته من اگه بودم نه خودم می رفتم و نه بچه رو می بردم.