بایگانی نویسنده: nasim

درباره nasim

با اسم ساختگی نسیم آمدم. اندوه سبب شد اینجا بیایم آخه بیماری ام اس دارم.بسیار از نظر جسمی کم توانم اما روح بزرگی دارم.

تروما

بچه ها خیلی خیلی پاک و معصومند. آیا میشه یک روزی بزرگترها آگاهی و تجربه داشته باشند اما دلشون به پاکی و لطافت بچه ها باشد؟!! در این زمانه جنگ و تخریب و کشتار و ستم چه می گویم؟؟؟

منتشرشده در دسته‌بندی نشده | دیدگاه‌تان را بنویسید:

امتحان

امتحان یا به فارسی آزمون کلمه ی عجیبی است. انگار هر قدم، هر نفس، هر رفتاری که انجام می دهیم، با آزمونی دشوار که تا کنون، تجربه نکرده ایم مواجه می شویم. فعلا من میانترم دانشگاهی دارم.

منتشرشده در دسته‌بندی نشده | دیدگاه‌تان را بنویسید:

مظلومیت بیداد می کند

یک نقشه 124 هزار کیلومتری یک جمعیت 90 میلیونی با دستهای خالی پاهای برهنه شلوارهای وصله دیده های کم فروغ نفسهای بریده هوای آلوده زمین تفدیده اشکهای خشکیده گلوهای بغض آلود و گرگهای گرسنه مظلومیت بی پایان

منتشرشده در دسته‌بندی نشده | دیدگاه‌تان را بنویسید:

هستم اما نمی دانم کجا می روم؟

دوستان گلم از شما که وفادارانه هنوز به وبلاگ من سر می زنید با تمام قلبم تشکر می کنم.چند وقتی سایت اسپیشیال مشکل فنی داشت. دو سالی است که سرگرم خواندن روان شناسی بصورت مجازی هستم. با دنیای جدیدی آشنا … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در دسته‌بندی نشده | دیدگاه‌تان را بنویسید:

مرگ 2

در پست قبلی موضوع مواجهه من با مرگ بود. مرگ عزیزان برای من خیلی از مرگ خودم پررنگتر است. البته به این معنی نیست که من از مرگ نمی ترسم. من خیلی می ترسم البته ترسم از مرگ با افزایش … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در دسته‌بندی نشده | دیدگاه‌تان را بنویسید:

مرگ 1

سوسن در پستهای گذشته خود از مرگ سخن گفته است. من ضمن عصبانی شدن و غمگینی از این نوشته او، یاد احساس اخیر خود افتادم. شاید مرگ ناگهانی ویولت در چنین احساسی موثر بود. گاهی با خودم فکر می کنم … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در دسته‌بندی نشده | دیدگاه‌تان را بنویسید:

می اندیشم پس هستم

 دلم برای خیلی ها و خیلی چیزها تنگ شده از وبلاگ نویسان قدیمی تا ورق زدن کتابهایی که بوی کاغذ کهنه میدهند. از دوستان دبستانی تا لیسیدن اسکیموی آبلیمویی مادرساز. از دویدن زیر باران در محوطه دانشگاه تا طعم راحت … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در دسته‌بندی نشده | دیدگاه‌تان را بنویسید:

دانشگاه و دل من

حال دلم خوب نیست. سرزمین آی سرزمین. بیماری آی بیماری. نگرانی برای خانواده آی نگرانی. ناتوانی آی ناتوانی. ترس از تنهایی  آی تنهایی. تمام شدن عمر وبی هدفی آی بی هدفی. دانشگاهم شروع شده اما حال چشمها و دلم اصلا … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در دسته‌بندی نشده | 2 دیدگاه

شوکه شدم ۲

یادم می آید سال ۸۳ بود. من گاه گاهی به وبلاگهای آنزمان که در پرشین بلاگ و در سایتهای دیگری تشکیل می شد سر می زدم. یک وبلاگ بنفش بود که من نوشته هاشو دوست داشتم. صادقنه، هوشمندانه و بی … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در دسته‌بندی نشده | دیدگاه‌تان را بنویسید:

شوکه شدم۱

چند بار توی شهریور زنگ زدم به ویولت  اما موبایلش جواب نداد می خواستم تولدش را تبریک بگم نگران شدم بعد از تماس با سوسن متوجه خبر ناگوار مرگ او دراردیبهشت ماه گذشته شدم. ناگهان صحنه های با هم بودنمان … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در دسته‌بندی نشده | دیدگاه‌تان را بنویسید: