بت
امروز حالم گرفته شد دیروز شرکت نیامدم گفتم شهر شلوغه و راهها بدلیل مراسم سالگرد فلانی بسته است. امروز از ساعت هفت و پانزده دقیقه تا هشت در ماشین بدوخ بخاری از سرما می لرزیدم. حالا چرا؟ راننده به چند تا قلدر، عوضی، ریشو التماس می کرد تا راه باز کنند که من می خواهم این خانم ویلچری را به جرم رفتن سر کار، به شرکتش برسانم؟ حالا چرا راه ترذذ مردم،سد شده بود؟ چون آقای رییس مجلس در نزدیکی شرکت ما افاضات مهمه می فرمودند!!! از همه چیز و همه کس بت ساخته ایم. بتهایی که از ترس شکسته شدن در حصار قفلها و زنجیرها و سگها خفته اند. گاهی رونمایی می شوند تا کفتارهایی که در وصفشان، زوزه ه می کشند و می گویند،هنوز، همه و همه، بتها شما را می بینند.!
درباره nasim
با اسم ساختگی نسیم آمدم. اندوه سبب شد اینجا بیایم آخه بیماری ام اس دارم.بسیار از نظر جسمی کم توانم اما روح بزرگی دارم.
این نوشته در
دستهبندی نشده ارسال شده است. افزودن
پیوند یکتا به علاقهمندیها.