داشتم فکر میکردم اگرقدرت ذهن خوانی داشتم در جلسه ای با حضور مدیر و معاونین و مدیران میانی شرکت در حالیکه مدیر ارشد درحال حرف زدن است هر یک به چه می اندیشند وتصورات زیر را ساختم.
1 معاون برنامه ریزی :وضع اهن وسیمان ومصالح چطوره تا برجهام زیادتر شوند
2 معاون بهره برداری :کجا جور کنم برم سفر خارجی و ازکدوم پیمانکار/چطوری نفع ببرم
3 معاون مالی :چطوری حرف بزنم تا بیسوادیم مشخص نشود
4 معاون انسانی :تحقیق کی را باسم خودم در مجامع علمی چاپ کنم تا حس جاه طلبیم اقناع بشود
5 معاون توسعه :چطور مومن تر بنمایم
6 مدیر رایانه : کی و چطور غذای مفید واسه بچه هام درست کنم
7 مدیر بودجه:چطوری با ماموریت ازکار دربروم
8 مدیر هیئت مدیره :چقدر در روز برم اتاق مدیرعامل تا بگه چه مدیر پرکاری
9 مدیر ارشد :کی شصت ساله میشم برم امریکا پیش بچه هام
10 من :کی به چی میاندیشد
فید وبلاگ:
Special.ir
-
نوشتههای تازه
بایگانیها
پیوندها
- آشنايي با يك معلول قطع نخاع
- آیدا …
- الهه ی مهر
- این مهمان ناخوانده
- ب مثل بهاران
- تلخ و شیرین
- دست نوشته های راما
- دیوونه
- روز + نامه (نگین حسینی)
- زندگی اهورایی من
- زیستن با معلولیت
- سلام ام اس
- سوته دلان
- مادر یک روشندل
- مرا آفرید آن که دوستم داشت
- مژی جون و شوشو
- نابودی ام اس
- همدم روح
- ویولت (من و ام اس)
- یک قدم به خوشبختی با پاهای خیالی
آخرین دیدگاهها
- alireza در دانشگاه و دل من
- باران در دانشگاه و دل من
- باران در تولد و بی آرزویی
- سوسن جعفری در تولد و بی آرزویی
- باران در من و احوال جسمی ام۲
اطلاعات
-

#laugh #applause با مزه بود. همه به همه چی فکر می کنن الا کار #thinking
معاون مالی را خوب آمدی!#grin
کجایی نیستی سر و کلت پیدا نیستا خانمی #flower #flower #heart