وقتی تو بیایی

سنگ چو بر درش زدم صد در بسته باز شد بیخبران خبر خبر میکده باز باز شد

قبلا براتون گفته بودم که من طبقه دوم ساختمانی کار میکنم که آسانسور هم نداره و چون

ویلچری هستم دوستان کارگر ساختمان زحمت میکشند و ویلچر را بالا میبرند چندی پیش روسای شرکت تصمیم گرفتند بخاطر رفاه ارباب رجوع و طرح مکرم تکریم ارباب رجوع خصوصابرای تکریم افراد جانباز و معلول ساختمان را مجهز به آسانسور کنند که البته اینو بگم که اونا اینکار را مثل بقیه کارا بخاطر خوشامد سالمهای از ما بهتران تصویب کردند نه رفاه معلولین از مرحله دور نشم هر روز که یکی از زعمای قوم منو میبینه میگه : نسیم عزیزم من اینکارو فقط و فقط بخاطر تو انجام دادیم آخه خودت میدونی چقدر دوسست داریم روز بعدی عظمی دیگری نمی دونی چقدر تو برامون اهمیت داری من( داخل پرانتز من یعنی همون رییس) اینقدر تورو دوست دارم که نگو حیف ازاین جوون به این فعالی !!!و روز دیگر نفر دیگر نمیدونم کدومه این دوستداران نسیم واقعا قراره سفارش آسانسوربدن هر کی هست دستش درد نکنه فقط تکلیف من معلوم کنن که از کی باید تشکر کنم برای آش نخورده و دهن سوخته

پیوست 1 : روزی که بیایی روسری آبی گلدارم را که مامان از مشهد برام سوغات آورده میپوشم و اون دامن بلند مهمانیم را تنم میکنم ودور از چشم بابا و مامان و از همه بدتر خواهر کوچولوی فضولم کمی از سرخاب مامان را به گونه هایم میمالم البته میدونم وقتی تو بیایی گونه هام از شرم اونقدر گلی میشن که دیگه نیازی به سرخاب ندارم وقتی تو بیایی خودم برات ازشربتای بید مشک مامان که فقط ماله مهمونای سفارشی است درست میکنم و با عسل اونارو شیرین میکنم وقتی بیایی به داداش علی میگم آتیشگردون را پر آتش کنه و اونقدر بچرخونه تا سرخیش از گلهای بلوز زری خانم هم سرخ تر بشه و خودم حبه های زغال را تو منقل می ذارم و روش اونقدر اسپند میریزم تا دودش سر به آسمون بکشه وقتی تو بیایی میدانم که دیگه پسر شیطون همسایه موهایم را نمیکشد دیگه مادر از درد کمر نمی نالد چون تو با کلام گرمت آرومش میکنی و یه نوبت دکتر براش میگیری و پیش دکتر میبریش وقتی تو بیایی دل من دیگه از ظلم رییس بابام نمی گیره وقتی تو بیایی حتی مریم کوچولو بیتابی نمی کند و زود شیرش را می خورد وقتی تو بیایی گلهای باغچه خواهند خندید و درخت سیب سرخ میدهد وقتی تو بیایی زنبیل اکرم خانم وسط کوچه نمیماند و در انتظار عابری نمی ماند که آنرا حمل کند وقتی تو بیایی دیگر کسی آشغالهاشو توی جوی آب جلو خونه نمی ریزه وقتی تو بیایی خورشید گرمتر می شود و نور ماه پرفروغ تر وقتی تو بیایی دیگه دلم من نمی گیره وقتی تو بیایی

نسیم

درباره nasim

با اسم ساختگی نسیم آمدم. اندوه سبب شد اینجا بیایم آخه بیماری ام اس دارم.بسیار از نظر جسمی کم توانم اما روح بزرگی دارم.
این نوشته در دسته‌بندی نشده ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.