در دنیای کوچک ما که بعضی بزرگش میدانند گاهی کسانی بزرگتر از خود دنیا دیده میشوند که من مانده ام با چه افسونی اینقدر خودشونو کوچک میکنند تا توی این قفس جاشون میشه:surprise
پیوست :یه پسر بچه کلاس اولی به خانم معلم خوشتیپ و جونش میگه خانم من شما را خیلی دوست دارم خانمه میگه منم همینطور عزیزم پسره میگه نه خانوم من شما اونجوری مث تو فیلما دوست دارم معلمه اخم میکنه میگه برو بچه از بچه خوشم نمیاد
وپسره خب خانم نگران نباشید قرص ضدبارداری میخورید:surprise:rolling
نسیم
فید وبلاگ:
Special.ir
-
نوشتههای تازه
بایگانیها
پیوندها
- آشنايي با يك معلول قطع نخاع
- آیدا …
- الهه ی مهر
- این مهمان ناخوانده
- ب مثل بهاران
- تلخ و شیرین
- دست نوشته های راما
- دیوونه
- روز + نامه (نگین حسینی)
- زندگی اهورایی من
- زیستن با معلولیت
- سلام ام اس
- سوته دلان
- مادر یک روشندل
- مرا آفرید آن که دوستم داشت
- مژی جون و شوشو
- نابودی ام اس
- همدم روح
- ویولت (من و ام اس)
- یک قدم به خوشبختی با پاهای خیالی
آخرین دیدگاهها
- alireza در دانشگاه و دل من
- باران در دانشگاه و دل من
- باران در تولد و بی آرزویی
- سوسن جعفری در تولد و بی آرزویی
- باران در من و احوال جسمی ام۲
اطلاعات
-

عجب پسری بوده ها ! سلام
سلام و صد سلام
خیلی جالب بود
نسيم جون جوکت خيلی بامزه بود.
می گم از اين جوکا ننويس يه وقت بلاگ تو رو هم فيلتر می کننا#winking
عجب بچه زبلی#rolling خوشم اومد#hug
سلام نسيم جان بامزه بود.بچه هم بچه های قديم #winking
#rolling عجب جوکی…
#grin اون خانوم معلمه فقط با بچه ها مشکل داشت؟ نشونيشو نداری؟؟؟!
#rolling #rolling #rolling
بامزه بود#laugh #flower
#rolling
من مونا ی خاليم اون چ نمی دونم از کجا پيداش شد#yawn
#rolling #rolling خوبی خانومی #hug
با حال بود خانومی
موفق باشی
راستی که دنیا خیلی کوچیکه#flower
#rolling
بچه پررو!#grin
بچه پررو #grin
#rolling #rolling
پسره میره پیش خانوم مربیش تو مهد کودک میگه ببخشید خانم،دختر های 18 ساله حامله میشن؟مربی میگه آره عزیزم.می پرسه دخترهای 10 ساله چی؟میگه اونا هم ممکنه بشن.پسره باز میپرسه دختر 5 ساله چی؟میگه نه عزیزم.پسره برمیگرده به یه دختر کوچولو که اون پشت ایستاده بوده میگه:دیدی گفتم نمیخواد بترسی!!!!#grin
#smile
میگم ها، سن بلوغ هم روز به روز داره میکشه پایین ها… #grin
در مورد سوالت : قبلا با چند تا بر و بچ شرکت خصوصی تاسیس کرده بودیم که من ازشون جدا شدم، یه شرکت تبلیغاتی و IT
با مزه بود نسيم#grin