روز اول

مثل همه کارام این دفعه هم یک دفعه جور شد :handیکی از اشناها گفت میام فرودگاه دنبالت که نیامد من اول که کارگره داشت ساکم را از بار میگرفت با نگاه منتظرم گفتم چرا نمیاد :waiting:thinkingاما بعد منتظر نشدم ویلچررا هل دادم سمت بیرون و کارگر فرودگاه کمکم کرد سوار ماشین شدم عجب راننده ای نصیبم شد همیشه تو این جنبه شانس میاوردم اما اینبار نه :cry:devilاولین بار بود که به این ادرس میرفتم و راننده از کارگرای ساختمانی ادرس مرکز مطالعات را میپرسید تازه قبل سوار شدنم هم خط و نشان کشیده بود من ویلچرو از ماشین در نمیارم دستم درد میکنه منم با یه باشه سوار شده بودم بالاخره با یکساعت تاخیر رسیدم کلاس مسئولین کلاس با تردید گفتند اینجا چند تا پله داره و ما کارگر نداریم گفتم پس این اقایون کی هستند و گفتند از شرکت کنندگانند منم با کمال احترام کلمه لطفا بهم کمک کنید و داخل کلاس شدم:angel
کلاس بدی نبود اما اونقدر استاد از خودش و تالیفاتش گفت که از استاد ماورایی دلمان گرفت :surprise
بعد از ظهر مسئول کلاس گفت کجا اقامت دارید که گفتم تازه دارم میرم هتل رزرو کنم :surprise اون که خانم ماهی بود زنگ زد و هتل رارزرو کرد و اتفاقا کوچه بغلی کلاس بود بعداز ظهر هم از شرکت خدماتی خانمی واسه کمک گرفتم و روز اول تمام شد .
ادامه دارد

درباره nasim

با اسم ساختگی نسیم آمدم. اندوه سبب شد اینجا بیایم آخه بیماری ام اس دارم.بسیار از نظر جسمی کم توانم اما روح بزرگی دارم.
این نوشته در دسته‌بندی نشده ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

18 دیدگاه دربارهٔ «روز اول»

  1. سانی می‌گوید:

    منتظر ادامه سفر نامه هستم
    شاد باشی#heart

  2. فريد می‌گوید:

    نسيم جان خوش اومدی#hug
    راستی چه کلاسی بوده؟

  3. نگار می‌گوید:

    عجب سفرنامه ايی کلاس چی رفته بودی

  4. بهار می‌گوید:

    سلام#flower
    ۱- خوش اومدين
    ۲- ممنونم. سورپرايزم کردين#flower

  5. سوک سوک می‌گوید:

    سلام نسيم خانم
    می گم قضيه ؛شتری چشمک ؛ديگه چی بيد؟#worried #eyelash

  6. نازمهر می‌گوید:

    نگفتي اون آدم با معرفت كي بود؟#sad

  7. عسل می‌گوید:

    عجب راننده بی انصافی حالا يه صندلی در آوردن انقدر سخته#nottalking

  8. صدف می‌گوید:

    خوشم میاد می زنی تو دهن مشکلات

  9. آرش می‌گوید:

    #grin حالا کلاس چی بود؟ آشپزی؟؟!!!

  10. مهدی می‌گوید:

    سلام
    خدا رو شکر
    عجبا!! من فقط سرما خوردم يه ذره#blush #grin #grin
    نمی دونم چرا!! اما متن امروزتون به هم انرژی مثبت داد.
    فعلن

  11. arashl می‌گوید:

    key miresin be bahse asli?hamoon cinamavo hotelo in harfa?#grin #winking

  12. ويولت می‌گوید:

    نسيم جون برگشتت رو با سرافرازی به مام خانه#winking تبريک می گم#kiss

  13. دم باريک می‌گوید:

    کلاس چی ؟؟#silly

  14. مونا می‌گوید:

    happy kirismas…#kiss #hug #heart

  15. اميد می‌گوید:

    نسيم خانم سلام#flower
    يه مدت نبودي دلمون برات تنگ شده بود#winking خوب بقيه سفرنامه ات را بگي ممنون ميشيم#laugh
    ضمناًعجب راننده بيمعرفتي به پستت خورده بود#cry #cry #cry
    خداحافظ#hand

  16. شهلا می‌گوید:

    #surprise وا عب آدمهايی پيدا ميشن ها!!!!
    مگه يه چرخ برای اين آقا چقدر سنگين بوده خوب؟!
    حالا بقیه اش را بگی بیشتر خوشحال میشم.#heart #kiss #hug #flower

  17. پیشگو می‌گوید:

    آخی نازی نسیم… حالا چرا تنهایی رفتی خب؟ این چه کاری بود؟ میدونی همیشه خدا هوای بنده هاش رو داره، همیشه توی وقتی که احساس میکنی کسی نیست کمکت کنه و داری نا امید میشی و آماده میشی که دلتنگی بیاد سراغت، خدا یکی رو مامور میکنه که بیاد و کمکت کنه… #smile
    منتظر ادامه اش هستم…
    و اینکه ، مطمئنم اون ستاره ای که منتظرش هستی رو خدا برات میفرسته ، خودش این کار رو برات میکنه عزیزم.

  18. يه دوست می‌گوید:

    رسيدن به خير #flower #flower

دیدگاه‌ها غیرفعال هستند.