دیروز اونقدر حالم بد بود که اندازه نداشت بطوریکه وقتی خوابیده بودم نمیتونستم خودم پاشم باید داداشی را صدا میکردم تا دستم را بگیره پاهام مث دو تا وزنه سنگین شده بود که کسیکه کمکم میکرد تا سوار ماشین بشم با وجودیکه مرد بود دادش دراومد بعد از ظهر به هر کس گفتم همراهیم کنه تا پیش دکتر برم همه کار داشتند شب زنگ زدم به دکترم اونقدر تلفنش مشغول بود که خسته شدم زنگ زدم به یه دکتر دیگه که منو میشناخت گفت بیا مطب گفتم نمیتونم گفت 9 به بعد زنگ بزن خونه ادرس بده بیام خونتون اما زنگ نزدم اخه گفتم چکار میکنه واسه بیماری لاعلاج بکنه.زنگ زدم به یکی از بیماران که کرمانشاه زندگی میکنه اما اونم خونه نبود حسابی کلافه بودم مث غریقی بود که بر شاخه ای دست میزنه میشکند.نمیدونم چرا زندگی اینقدر سخته شاید بهم بگید به بدتر از خودت نگاه کن اما من میگم تنها میتونم به خودم نگاه کنم و اینده ای نامعلوم با ام اس :devil:cry
فید وبلاگ:
Special.ir
-
نوشتههای تازه
بایگانیها
پیوندها
- آشنايي با يك معلول قطع نخاع
- آیدا …
- الهه ی مهر
- این مهمان ناخوانده
- ب مثل بهاران
- تلخ و شیرین
- دست نوشته های راما
- دیوونه
- روز + نامه (نگین حسینی)
- زندگی اهورایی من
- زیستن با معلولیت
- سلام ام اس
- سوته دلان
- مادر یک روشندل
- مرا آفرید آن که دوستم داشت
- مژی جون و شوشو
- نابودی ام اس
- همدم روح
- ویولت (من و ام اس)
- یک قدم به خوشبختی با پاهای خیالی
آخرین دیدگاهها
- alireza در دانشگاه و دل من
- باران در دانشگاه و دل من
- باران در تولد و بی آرزویی
- سوسن جعفری در تولد و بی آرزویی
- باران در من و احوال جسمی ام۲
اطلاعات
-

قوی باش #brokenheart
#sad
این دیگه از اون وضعیتهاست. که ادم هر کیو دنبالش باشه در دسترس نباشه.
امیدوارم اگر آینده ما آدمها معلو م نیست حداقل آینده ام اس معلوم شه
نسیم جان برو دکتر.
چاره ای نیست باید به این دکترها اعتماد کرد.
shoma ye zare ziyadi az khodetoono khaste nemikonid?#worried 1
سلام نسيم گلم#hug
نميدونم الان بايد چی بگم اما دلم ميخواست باهات حرف بزنم#kiss
کاش اونجا بودم ميومدم پيشت …ميدونم که من رو دوست خودت نميدونی اما باور کن اگه ميدونستم که وجودم فايده ای داره ميومدم#sad
اميدوارم زود زود حالت بهتر بشه #flower
راستی خانومی اون ميوه نبود..توی پست جديدم نوشتم که بادمجون بود#tongue (فکر کنم تو پست های جديدم رو نميبينی چون هميشه کامنت هات رو توی پست های قبلی ميبينم)
يه چيز ديگه هم بگم و برم #blush از من بزرگتری…ببخش که با لفظ صدات ميکنم.اگه ناراحت ميشی از اين به بعد ميگم #hug
کامنت هم نصفه نيمه اومد
ببخش که با لفظ ..تو.. صدات ميکنم فکر ميکنم اينجوری صميمانه تره اما من بعد ميگم ..شما.. که بی ادبی نباشه#blush #kiss
سلام خانومی
چطوری؟
دلم گرفته
کاش می تونستم بينمت
نسيم من دوستت دارم فقط به خاطر خودت
خدا رو صدا بزن می دونم که برايت خيلی سخت است تحمل بيماری
اما خدا توی همه کارهايش يه حکمتی است
هر موقع دلت خواست می توني روی من حساب کنی و باهام حرف بزنی
قربونت برم
برايت دعا می کنم
در نااميدی بسی اميد است
توکل کن به خدا#flower
سلام خانومی
منم يه جور بيماری دارم شبيه تو به اسم ای – اس چه ميشه کرد بايد مبارزه کرد
نميشه کارت رو کمتر کنی و يه مدتی مرخصی بگيری؟#worried #sad
يه دوستی ميگفت ما اگه خدا رو به اندازه ی يه دکتر قبول داشتيم همه ی مشکلاتمون حل ميشد ما هميشه ميگيم خدا بزرگ ولی تو مشکلات …..
نميدونم چی بگم گاهی برای خودم هم پيش اومده که منم همين احساسی که داری رو داشتم#worried
سلام نسيم عزيز.
من اگر جای تو بودم بيشتر از تو خودمو می باختم. مجبوريم زنده باشيم و بجنگيم.
ای بابا#brokenheart اول سالی؟؟؟ عجب حمله ی خروس بی محليه ها!
سلام/
اميدوارم الان حالتون بهتر باشه /
#flower به درون خودت مراجعه کن . به خودت کمک کن . با خودت آشتی کن. خودت رو در آغوش بگير
متاسفم که حالت خوب نیست منم زیاد خوش نیستم ولی امیدوارم بازم با اراده قوی روی ام اس را کم کنی#flower
آينده با ام اس و بي ام اس ، هردو نامعلومه . بي خيال آينده خانومي .
يه پيشنهاد : چطوره يه ليست درست كني براي بدترين شرايط ، يعني وقتي حالت خوبه حساب كني اگه در شرايط خيلي بدي بودي چه گزينه هايي داري كه بتونه بهت كمك كنه . مثلا ليست كساني كه دركت كنند و در اين مواقع بتوني ازشون كمك بگيري يا باهاشون درددل كني .
حتي ميتوني از قبل براي اينكار داوطلب پيدا كني . يه چيزي تو مايه هاي ستاد حوادث غير مترقبه . امتحان كن اگه مجبور نشدي بعلت استقبال زياد دوستات براشون آزمون بذاري هرچي دوست داري به من بگو . ميگي نه ؟ واسه تفريح هم كه شده آگهيش رو تو پست بعديت بذار .#winking
سلام نسيم جان اميدوارم حالت خوب باشه #flower راستش من هم ام اس دارم ولی چاره چی هست؟؟؟؟فقط تحمل…..من هم مثل تو یک روز ذیذم که دیگه نمی تونم راه برم……ولی باید تحمل میکردم….توکل به خدا من که میخوام باش مبارزه کنم…..برام میل بزن .منتظرم
حتما برام ایمیل بزن#flower در ضمن ما باید حوب بشیم…..راستی احرین درمان ام اس نیش زنبور عسل هست باور می کنی؟#smile
سلام نسيم جون
يه وقتايی اينجوری ميشه . انگار تمام دريچه ها رو برا نفس کشيدن بستن
من اين جور مواقع خودمو می زنم به کوچه ی علی چپ
برات دعا ميکنيم . و ارزوی بهبود اونم هرچه سريعتر. محکم باش
چيزی برای گفتن ندارم چون تو همچين موقعيتی قرار نگرفتم…
اندکی صبر سحر نزديک است#flower #flower
سلام#flower
راستش اومده بودم و ديده بودم که نوشتين حال خوبی ندارين. من هم حالم خوب نبود و چيزی ننوشتم.
ولی الان که داشتم صفحه رو باز ميکردم چشمم افتاد به کامنت يه دوست : آينده با ام اس و بي ام اس ، هردو نامعلومه .
شايد بی ام اس نا معلوم تر باشه که بعضی ها رو ميبره به خواب غفلت و ….
سلام…حقيقتش من وقتی کسايی مثل شما رو می بينم…از خودم خجالت می کشم…واقعاْ خجالت می شکم…از خودم…نمی دونم چی بگم…
سلام گلم…
اميد تو از دست نده..#hug
هيچی نميتونم بگم
فقط دعا ميکنم که بهتر شی