گیر سه پیچ

دو روزی افتاده ام توی مود گیر سه پیچ نمونه هاش را بخونید.:devil
1-زمان 10 صبح سه شنبه 6/2/85 هوا افتابی
مکان داخلی دفترم توی شرکت
داشتم با یکی از کارشناسان حرف میزدم که منشی دفتری که یک ساعت پیش اطلاعاتی از مدیرش خواسته بودم وارد شد و گفت اقای مهندس فلانی اینو خواستند که منم با تشر گفتم نمیدیم:angry گفت چرا گفتم به دلیل یک ساعت پیش اونم گفت یه شرکته و یه اقای فلانی منم با خنده زهراگین:teeth:devil گفتم مگه شما تعریف کنی و با داد ادامه دادم:angry برو بهش بگو هروقت اطلاعات دادی اطلاعات میگیری
2-نیم ساعت بعد
یکی از دوستان خانوادگیمان که نبض فضولیش کمی تند میزنه:shades با خانم کارگری در اوج کار من پیداش شد
اقاهه : این خانمو اوردم تا بهت کمک کنه بری فیزیوتراپی
من :با نگاهی به خانمه که بزور 40کیلو میزد :surpriseگفتم میتونی بهم کمک کنی؟
خانمه و اقاهه با هم :اره میتونه:surprise
من امتحان میکنیم
حالا موقعیت را تصور کنید جلوی من یه میز گنده که ازش واسه پاشدن کمک خوبی میگیرم و توضیحات کامل من واسه اون و دنگی افتادن من:angry و اون اقا و خانم با هم حرف میزدن و خانمه هی میگفت خدا صبریت بده :sad
من :با تشر:devil ساکت شید و مستخدم را صدا زدم و با کمکش مستقر شدم و به خانمه گفتم من به صبر احتیاج ندارم به گوشی که خوب بشنوه و به دستی که کامل کمک بده محتاجم بعد هم چایی را بی تعارف سرکشیدم .:teeth
3-.یک ساعت بعد :زنگ زدم به تلفنچی و گفتم شماره فلانی
تلفنچی بعد از مدتی اقای فلانی شماره بهمانی چنده؟:surprise
من:نمیخوام اقا :angryاما بهت یه پیشنهاد دارم تلفنا را بر اساس نام بنویس پشت میزت و مردمو سر کار نذار:devil
زمان چهارشنبه 6/2/85 هوا ابری
مکان دفترم توی شرکت
پس از تماس با یکی از اساتید دانشگاهی در مورد همکاریش در پروژه ای با ما و خط ندادن همراهش زنگ زدم به دانشگاه اونجا هم نبود زنگ زدم به یکی از اساتید سابقم که با اون دفاترشون بهم نزدیکه و پس از سلام گفتم میخواستم خواهش کنم اگه فلانی را دیدید این پیغامو بهش بدید.
گفت باشه تا اینجا ماجرا خوب پیش رفت در ضمن بگم این همون استادی بود که زمان تحصیل میخواست ثواب دنیا و اخرت را از طریق من کسب کنه:devil
استاد: نمییدونی چه جایگاه بزرگی واسه این رنجت وسط بهشت داری
من با خنده زهراگین:teeth درست وسطش اینور اونور نمیشه:surprise
و بعد واسه اینکه راحت بشم گفتم نمیشه بهشتو و ام اس هر دو رابده به شما و من چیزی نخوام.:teeth
پیوست :میدونید اگه خانما نباشن کی بیشتر ضرر میکنه:thinking
شرکت مخابرات:rolling

درباره nasim

با اسم ساختگی نسیم آمدم. اندوه سبب شد اینجا بیایم آخه بیماری ام اس دارم.بسیار از نظر جسمی کم توانم اما روح بزرگی دارم.
این نوشته در دسته‌بندی نشده ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

18 دیدگاه دربارهٔ «گیر سه پیچ»

  1. سانی می‌گوید:

    #grin يه کم ملايم تر بابا #rolling

  2. بهار می‌گوید:

    سلام#flower
    من هم اينروزا حسابی گير ميدم. البته فعلا آفتابی نميشم#grin

  3. مونا می‌گوید:

    نسييييييييييييييم !!!#surprise
    خيلی باحالی به خدا#rolling #rolling #rolling #heart #kiss #hug

  4. دنیز می‌گوید:

    سلام
    از وقتی گوشی موبایلمو از دست دادم دیگه شماره اتو ندارم.لطفا شماره تونو برام اس.ام.اس بزنین#flower

  5. آورا می‌گوید:

    خدا به خير کنه#worried

  6. مانيا می‌گوید:

    بابا نسيم جون کی گفته تو بداخلاقی يا گير می دی! حفشونو ديگه#grin کسی که کارشو درست انجام نمی ده بايد باهاش دعوا کرد! همينطور ادامه بذه#devil
    راستی اين پست قبليت حيلی باحال بود#rolling

  7. نازمهر می‌گوید:

    تو که هيچ وقت اينجوری نبودی. چی شد که حالا داری گير می دی؟
    ولی خوب اگه اينجوری حالت بهتر می شه ادامه بده#winking

  8. محمد می‌گوید:

    #surprise بابا دخمره اين مدلی نديده بوديم که يه روز ۳ بار گير بده…

  9. بهرنگ می‌گوید:

    نه نمی دونم ! حالا چرا؟؟؟

  10. سانچو می‌گوید:

    بابا خشن و ترسناک . یه خورده اروم تر#devil

  11. نگار می‌گوید:

    اپ کو نسيم که بازم بخندونيمون #hug

  12. نگار می‌گوید:

    فيزيوتراپ ميخواسی اونو بايد بگم اين هفته حتما واست ميپرسم خبرشو ميدم#kiss

  13. سحر(با سحر) می‌گوید:

    نسييييييييييييييم#laugh .از دست تو ای وللللللللللل#rolling
    نسيم منم می خوام به تو گير بدم که بابا پاشو يه سر بيا تهران #grin حالا ديگه هی ميگم#grin
    #hug #kiss

  14. اميد می‌گوید:

    سلام#flower
    خوبي؟مرسي من خوبم#laugh
    ماجراهاي جالبي بود#rolling
    باي#hand

  15. صادق می‌گوید:

    سلام
    هيچي بابا نزن خانم … نزن نامحرمي نزن بابا …

  16. سوک سوک می‌گوید:

    از همه باحالتر تلفنچی بود من پيشنهاد ميکنم يه فايل از تلفنای مختلف رو تو کامپيوترت بريزی تا هر وقت اون تلفنچيه شماره ای رو خواست بهش بدی ثواب داره بخدا#rolling

  17. پژمان می‌گوید:

    صادقانه جواب بده!
    تا به‌حال چندبار فکر “خودکُشی” به سرت زده؟
    «چای‌تلخ» up شُد…
    با احترام
    پژمان‌الماسی‌نیا

دیدگاه‌ها غیرفعال هستند.