امروز انچنان کلافه ام که با کلی کار تصمیم گرفتم بنویسم میدونید علت کلافگیم چیه؟در اوج اینهمه کار همکاری دارم که مهندس کامپیوتره یه برنامه قبلا نوشته شده را بهش دادم و گفتم این دیتاهای جدید توش بذار و نتایج جدید را پرینت کن و بهم تحویل بده که این بنده خدا پس از سه بار باز هم فرم غلط تحویل داده و حالا هم رفته تشییع جنازه پدرزن برادرشوهر خواهرش اونم واسه سه ساعت از مرده شوری تا دفن حالا میخواد مرخصی ساعتی اداریش را من امضا کنم گفتم مگه شما واسه کار شخصی نمیرید که گفت چرا اما مرخصی ساعتی شخصیم تموم شده گفتم من امضا نمیکنم برو پیش معاون حالا به کی بگم ایهاالناس اون المانیای بی دین شرف دارن به مای دیندار مرده ها ول کنید به زنده ها بچسبید زمان درگذر است و با هر گام عوضی از چرخه انسانیت عقبتر می افتیم .بگذریم برم سراغ سفر
پنج شنبه 8.5 بعد از ظهر عازم تهران شدم 10 از ترمینال داخلی رفتم خارجی وسراغ خانم علوی را گرفتم که تو پرواز سال گذشته خارجی کمکم کرده بود گفتند جابجا شده به کارگر مردی که ویلچرم میراند گفتم خدمات ویزه تسهیلاتی واسه ویلچری ها دارن که گفت بریم بپرسیم رفتم دفتر مدیریت اونجا رییس و چند تا اقا داشتن نرگس میدیدن و سریع گفتن برو نماز خونه اومدم بیرون و بطرف اونجا تو سالن هم مردم دور تلویزیونها واسه نرگس جمع شده بودن به خانمای مسئول قفل و بند گفتم من میخوام تا پنج صبح اینجا باشم با اوکی اونا از ویلچر پیاده وخوابی شیرین داشتم البته قبلش از بیماریم پرسیدن واسم از مشکلاتشون گفتن و…ساعت پنج هم منو گذاشتن جلو اطلاعات و پیوستن همکارام رفتند .با همکارام واسه گرفتن کارت پرواز عازم شدیم به مسئول تحویل ساکا و زدن تگ چمدونا گفتم من ویلچریم راه نمیتونم برم صندلیمو درست بدید اما پس از ورود به هواپیما دیدم جایی داده که نزدیک درب ورودی نیست و با کلی مشکلات خدمه بردنم سر جام البته به سر مهماندار گفتم اینجا بشیم هم خالیه و هم نزدیک که گفت پره که البته نبود اما انگار عادت داریم به سخت گرفتن الکی امیدوارم بتونم زود بقیش را بگم
فید وبلاگ:
Special.ir
-
نوشتههای تازه
بایگانیها
پیوندها
- آشنايي با يك معلول قطع نخاع
- آیدا …
- الهه ی مهر
- این مهمان ناخوانده
- ب مثل بهاران
- تلخ و شیرین
- دست نوشته های راما
- دیوونه
- روز + نامه (نگین حسینی)
- زندگی اهورایی من
- زیستن با معلولیت
- سلام ام اس
- سوته دلان
- مادر یک روشندل
- مرا آفرید آن که دوستم داشت
- مژی جون و شوشو
- نابودی ام اس
- همدم روح
- ویولت (من و ام اس)
- یک قدم به خوشبختی با پاهای خیالی
آخرین دیدگاهها
- alireza در دانشگاه و دل من
- باران در دانشگاه و دل من
- باران در تولد و بی آرزویی
- سوسن جعفری در تولد و بی آرزویی
- باران در من و احوال جسمی ام۲
اطلاعات
-

خداييش اين كه رفته بود تشييع جنازش تاحالا ديده بودش؟
#flower #flower
نسيم جون ظاهرا به سلامتی رفتی سفر خارج.
از وقتی ادرست رو عوض کردی من دچار مشکل شدم. چون به همه اسپشالی ها توی اسپشال سر می زنم ولی تو اونجا ادرست ايراد داره#sad
به خاطر همينه که اين مدت ازت بی خبر بودم.
خوبه پس به تو در فرودگاه ایران حال دادند و تونستی خوابی راحت بکنی پیش از پرواز#winking
از همین پرواز ساعت ۵ صبح ایران ایر شاکیم#sick
خوشحالم خوش گذشته#heart
سلام نسيم عزيز
امان از دست ما آدما….
اين مسئولين فرودگاه هم که ديگه شورش رو در اوردن#sick
من جای شما بودم روی همون صندلی نزديک در مينشستم#grin تا ديگه اونا هواسشون باشه و حرفم رو گوش بدن#tongue
#kiss
#kiss خوش اومدی خانومی
شکلک ها رو داری نسيم؟#eyelash
خيلی جيگر شدن#surprise #grin
مرسی بابت تبريک#kiss
من عاشق هواپيمام#blush
هميشه هم با هواپيما ميريم اين ور اونور
ولی بهم مزه نميده
من هواپيما تنها تنها می خوام#laugh
با ايران اير رفتيد؟
خوب شد با ماهان نرفتيد آخه ماهان ميوفتاد فرودگاه امام خميني#sick
حالا از پرواز كه راضي بوديد؟
آب به آب نشديد؟#worried
از شر نرگس خلاص شديم گير سريالهای مسخره تر ماه رمضون افتاديم
خوش اومدی به ايران
مگه قرار نبود تهران منو ببينی!!!!
مسافرت خوش #flower
رسيدن به خير خوش اومدي #hug
ببخشيد من چند روز دير خبردار شدم#blush
رسيدن به خير .#kiss #flower
راستی سريال نرگس مگه تموم نشده ؟#surprise
پس برگشتی اميدوارم بهت خوش گذشته باشه #heart
تست