توی مراسم سوم و هفتم ادم کسانی را میبیند که سالها ندیده دایی مامان و زن و بچه اش را پس از ده سال دیدم خودمو تو بغلش رها کردم و گریستم و گفتم دایی یادت میاد چقدر تند از پله های خونتون بالا میامدم ام اس اونقدر جوان بود که حالیم نبود
پیوست دستام بیحس و رمق شدند خدایا مددی
فید وبلاگ:
Special.ir
-
نوشتههای تازه
بایگانیها
پیوندها
- آشنايي با يك معلول قطع نخاع
- آیدا …
- الهه ی مهر
- این مهمان ناخوانده
- ب مثل بهاران
- تلخ و شیرین
- دست نوشته های راما
- دیوونه
- روز + نامه (نگین حسینی)
- زندگی اهورایی من
- زیستن با معلولیت
- سلام ام اس
- سوته دلان
- مادر یک روشندل
- مرا آفرید آن که دوستم داشت
- مژی جون و شوشو
- نابودی ام اس
- همدم روح
- ویولت (من و ام اس)
- یک قدم به خوشبختی با پاهای خیالی
آخرین دیدگاهها
- alireza در دانشگاه و دل من
- باران در دانشگاه و دل من
- باران در تولد و بی آرزویی
- سوسن جعفری در تولد و بی آرزویی
- باران در من و احوال جسمی ام۲
اطلاعات
-

سلام
چی بگم والا-ما ها هم که احساساتی-کافيه ۱نفر مناسب پيدا کنيم و براش ابراز احساسات کنيم#thinking #cry
مراقب خودت باش
سلام . منم اين روزها همش گريه ميکنم
#sad
مراقب خودت باش #flower
#sad خوب ميشه
سلام. خوبی . خوب بوده ای و خوب خواهی بود. سلامتی تو را باور دارم.
تحمل کن خوب ميشه #flower
اون امانتی رو نويد فرستاد برات؟ خوشت اومد؟
دلم گرفت عزيزم ولی ناراحت نباش برات توی اين شبها کلی دعا کردم مواظب خودت باش #heart
نبينم گريه ات رو نسيم گل
آرزو می کنم غمهات زودتر تموم بشه و دوباره بشی همونی که بودی
يادت نره همونی که گرفته ميتونه دوباره پس بده#heart #heart
سلام
بهش فکر نکن
صبر داشته باش
سلام
تسليت ميگم الان خوندم پست قبليتو
خدابيامرزشون#sad #cry #cry #cry
ميدونم چه حال بدی داری خيلی سخته
سلام … من حرف شما رو کاملا قبول دارم چون تو مرگ يکی از بهترين دوستام که عين برادرم بود کاملا ديدم و احساس کردم … به منم سر بزنيد به روزم و خوشحال می شم …تا بعد #hand #flower
سلام
ميشه به من بگی چطوری شد که اين بيماری رو گرفتی؟
دکتر به من گفته احتمال داره منم بگيرم.ولی نميدونم چطوری؟مگه قراره چی بشه؟آخه يکی منو راهنمايی کنههههههههههههههههه!#sad #cry
سلام سلام نسيم خانم#heart
چرا پينگ نمی کنی جيگر طلا؟؟#thinking
چه حال و احوال؟؟#kiss
ديگه حالی از ما نمی پرسيد#devil #devil
من هميشه عاشق ديدار ها بعد از يه مدت طولانی بودم
هميشه دوست داشتم فاصله ی ديدار ها انقدر زياد شن که وقتی همديگر رو می بينيم نخوايم يه لحظه چشم از چشمه هم برداريم#eyelash
چشم بالايی رو ديدی؟آبی بوداااا#laugh
دست هاتم خوب ميشه خانوم گل#party
کم کم هوا خنک ميشه اونورا هم قوای بدنيت بيشتر ميشه#hug
فقط خوب خودت رو بپوشون که سرما نخوريا#blush
دوستت می دارم#heart #kiss #hug
فعلاْ#winking
مواظب خودت باش عزيز#flower #flower #flower
کاش می تونستم کاری بکنم . ازم دعا بر می آد و مضايقه ای ندارم …
#kiss #heart #kiss #flower
وقتی با اينهمه مشکلات می بينم برام کامنت گذاشتی کاملا اینطوری #heart #heart #heart #heart می شم…
ازين مراسم بدم مياد …مواظب خودت باش
حالم به شدت گرفته شد …….. نميدونم چی بگم ! موقعی که مينوشتين يه حسی داشتيد و موقعی که ميخونين يه حس ديگه !! بهتره اون حس اوليه تکرار نشه
سلام..
گريم گرفت..