وقتی که با گذشتن ازهزار تا خان وارد بخش شدم حدود ساعت 2 بود از گشنگی داشتم میمردم نمیدونم قیمه بود یا چیزی مشابه اون فقط خوردم اطاق من نزدیکترین به درب خروجی بود تختها پر بود الی دوتا کمک بهیارا که لباسی به رنگ شکلات شیری تنشون دو تا بودن و سر نشوندن روی کدوم تخت با هم دعوا داشتن پریدم وسط حرفشون و گفتم من میخوام کنار پنجره باشم روی تخت نشستم و با مریضهایی که قبلا شرح داده بودم خوش و بش کردم گفتم لباسای خودم گفتند نه
از همه مزخرفتر تختشون بود یه تشکی داشت که بابتش کمردردم .کمک بهیار شب هر چی میگفتم میگفت نه زنگ زدم به یکی از دوستانم بهش گفتم به شوهرت که خرش میره بگو زنگ بزنه به پرستاری کهریزک و این موارد را بگه که اون اقا هم بلافاصله زنگ زد اما همون خانم گوشی را ورداشته بود و…
خانم کمک بهیار :شما زنگ زدی به فلانی
من :اره
کمک بهیار:ما اینجا نفر کم داریم شما اگه بخواهی مسواک بزنی همه میخوان ما…حقوقمون کمه
من :سکوت
تقریبا پنج روزی که قرنطینه بودم جز با یکی از کمک بهیاران با هیچکس حرف نزدم فقط میشنیدم
تقریبا هر روز مراجعه کننده داشتم و دمبدم تلفن ارش از گرگان هر روز زنگ میزد و مرا میخندوند به مونا واسه پست غالبا زنگ میزدم ویولت تماس گرفت و حالم را پرسید جوجو با ام اس وبانوایران ام اس دوستان کرمانی و تهرانی و خانواده ام همه مرا شرمنده محبتاشون کردند:kiss
فید وبلاگ:
Special.ir
-
نوشتههای تازه
بایگانیها
پیوندها
- آشنايي با يك معلول قطع نخاع
- آیدا …
- الهه ی مهر
- این مهمان ناخوانده
- ب مثل بهاران
- تلخ و شیرین
- دست نوشته های راما
- دیوونه
- روز + نامه (نگین حسینی)
- زندگی اهورایی من
- زیستن با معلولیت
- سلام ام اس
- سوته دلان
- مادر یک روشندل
- مرا آفرید آن که دوستم داشت
- مژی جون و شوشو
- نابودی ام اس
- همدم روح
- ویولت (من و ام اس)
- یک قدم به خوشبختی با پاهای خیالی
آخرین دیدگاهها
- alireza در دانشگاه و دل من
- باران در دانشگاه و دل من
- باران در تولد و بی آرزویی
- سوسن جعفری در تولد و بی آرزویی
- باران در من و احوال جسمی ام۲
اطلاعات
-

سلام#flower
دست همه دوستان درد نکنه #flower
نسيم جان همه به يادتون بودن. برای تشکر نميگم ،ولی کسانی که روشون نشد زنگ بزنن رو هم به ليست اضافه کنيد.
منم دلم ميخواست حالی ازت بپرسم ولی هيچ راه تماسی نداشتم .
man az hamoon gorganie haleto miporsidam#kiss #kiss
yani naashtan mesvak koni?#worried
#hug
عزيزم اولين باره که اومدم اينجا
خيلی قشنگ مينويسی
منم به عنوان يه دوست تازه بدون
فقط هميشه يادت باشه که همه چيز خواست خداست
سلام نسيم جان
اميدوارم شاد و سلامت باشی
اره زمانی که آدم يه جا احساس تنهايی کنه خيلی خوبه که دوستای خوب به يادش باشن
برات آرزوی سلامتی و سعادت دارم
در پناه حق
#flower
#flower
دست دوستان درد نکنه #kiss
من هم دورادور حالت رو از مونا ميپرسيدم#heart
سلام
ديروز ايميلی برايت فرستادم هرنظری که داری برايم بفرست ميبخشی خيلی خودمانی ژيام را فرستادم چون سن شما را نميدانم بابزرگان بايد با ادب صحبت کرد وبا افراد کم سن تر با ملاحت موفق باشی خداحافظ