یکبار دیگر

چهارشنبه رفتم دکتر مغزواعصاب بی نوبت و حال درهم اما با امید. بهش گفتم دستام ضعیف شده عفونت ادرار دارم. دارو انتی بیوتیک قوی داد واسه عفونتم و پنج روز پالس کورتون .گفتم پوکی شدید استخوان دارم .گفت:التهاب مخچه داری واین مهمتره. واسه پوکی دارو بخور و گفت :بیا بیمارستان بستری شو.گفتم: خونه تزریق میکنم
پیوست:فردی نزد بقراط امد و گفت فلانی میکشد.
بقراط گفت :حتما قصاب است
گفتند :نه ادم میکشد
گفت :پس جلاد است
گفتند :نه بیگناه میکشد
گفت :پس طبیب است
گفتند :نه
گفت :پس دیوانه است بریدش دیوانه خانه
پیوست دو :چقدر منتظرم

درباره nasim

با اسم ساختگی نسیم آمدم. اندوه سبب شد اینجا بیایم آخه بیماری ام اس دارم.بسیار از نظر جسمی کم توانم اما روح بزرگی دارم.
این نوشته در دسته‌بندی نشده ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

12 دیدگاه دربارهٔ «یکبار دیگر»

  1. اناهيتا می‌گوید:

    الآن خونه اي مگه؟

  2. سانی می‌گوید:

    منم ۵ روز کورتون گرفتم توی بيمارستان بهترم الان.#heart

  3. ماندانا می‌گوید:

    منتظر چی هستی؟
    اميدوارم آخرين پالس کورتونت باشه .من ازکورتون متنفرم#sick

  4. سونامی می‌گوید:

    منتظر چی ؟؟
    چه حس عجيبی اين جملت بهم منتقل کرد …

  5. hichi می‌گوید:

    سام نسم جان
    انشلالله که هرچه زودتر حالت خوب بشه وانتظارت هم سربیاد

  6. بی بی باران می‌گوید:

    ميدونم سخته ولی بايد کمی هم به خودت کمک کنی تو روخدا اينقدر خودت رو آزار نده #kiss

  7. ياسمن بانو می‌گوید:

    تو ايندنيا هممون منتظريم عزيز دلم #heart مواظب خودت باش . مطمئنم همه چی به خوبی پيش ميره#kiss

  8. بانو می‌گوید:

    اميدوارم زود زود زود بهتر بشي#heart #kiss

  9. سوک سوک می‌گوید:

    من که متوجه نشدم طرف واقعا ديوانه بود يا قصاب يا چيز ديگه؟!!عواميم و خنگ#eyelash

  10. کورال می‌گوید:

    به اميدخدا بهتر می شی.#flower

  11. مريم می‌گوید:

    سلام
    به اميد بهبودی هر چه زودتر
    #flower
    دوست من وقتی منتظري زمان کند پيش ميره و اذيت می شی
    منتظر چی هستی#thinking

دیدگاه‌ها غیرفعال هستند.