وای از اینهمه بیمار

کارم اینروزا زیاده مدام واسه حسابرسی و برنامه های عملیاتی میریم این شهرستان اون شهرستان .وهمه جا صبح تا عصر و بعد خسته و مانده نوبت فیزیو تراپی است و خلاصه خسته ام .چهارشنبه بعد از امدن از جیرفت خسته و گرسنه نوبت دکتر مغزواعصاب بود دکترگفت هنوز اسپاسم زیاده و تیزانیدین را از یک به دو رساند اونروز توی مطب چهار ام اسی دیگه هم بود و سه تاشون خوشبختانه مشکلی نداشتند یک اقا هم بود که راه میرفت اما کلامش در گیر بود و من فقط لب خوانی میکردم تا بفهمم چی میگه ؟و احساس خفقان کردم وقتی از مطب بیرون امدم.

درباره nasim

با اسم ساختگی نسیم آمدم. اندوه سبب شد اینجا بیایم آخه بیماری ام اس دارم.بسیار از نظر جسمی کم توانم اما روح بزرگی دارم.
این نوشته در دسته‌بندی نشده ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

6 دیدگاه دربارهٔ «وای از اینهمه بیمار»

  1. کورال می‌گوید:

    درست ميشه…

  2. سانی می‌گوید:

    به اميد سلامتی همه بيماران #heart

  3. maman maryam می‌گوید:

    چی ميشه گفت اخه… اميدوارم يه روزی سالم سالم ببينمت نسيم جونم… اميدوارم حداقل يه روزی غصه اين مريضی لعنتی رو نخوری… می بوسمت

  4. ماندانا می‌گوید:

    سر آدم گرم باشه بهتره.
    خانمی چه جوری بايد اعتراض کنيم؟

  5. رونيکا می‌گوید:

    #thinking
    چقدر سخته آدم نتونه صحبت کنه
    يا نتونه حرفش رو بفهمونه به کسی…#worried
    با اين همه کار که شما می کنيد والا منم باشم خسته ميشم و نمی تونم تکون بخورم#thinking
    بابا يه کم استراحت..
    مرخصی نميتونی بگيری؟#thinking

  6. اميد می‌گوید:

    سلام#flower
    خدابهت وهمه ام اسي ها صبرعنايت كنه واقعاًمشكله#applause
    ميخواستم بدونم تواين اداره به اين بزرگي هيچ كس نيست به غيرازتوبه اين سفرها بره ياخودت ميخواي؟#silly
    ولي خداروشكركه ميتوني بري#surprise

دیدگاه‌ها غیرفعال هستند.