نمیدونستم کی؟ با چه کسی تهران بروم اخه برادر کوچکه تهدید کرده بود من نمیام خلاصه روز قبل سفر
2 تا بلیط خریدم و گفتم حداکثر نیومد بلیط را کنسل میکنم خوشبختانه در ساعت اخر راضی شد رفت بخوشی گذشت و فرودگاه یولیان اومد دنبالمون با هم رفتیم دکتر همیوپات اول فرمی داد پرکردم و بعد چون مطب اقای دکتر طبقه سوم بود اومد توی ماشین و ویزیتم کرد از همه حرفاش قابل توجه تر این سوال بود دوست پسر داشتی یا حالا داری که من تو جوابش موندم گفتم تا 4 سال پیش نداشتم اما بعدا سینا پیداش شد که هر کدوم یک شهر بودیم حالا این اسمش چیه؟
دو تا قطره با یک رژیم خاص داد که فعلا با امیدواری دارم اجراش میکنم البته نکته جالب دیگه سوال من از دکتر بود ایا این روش روی منی که سالهاست ام اس دارم و حالا ناتوانم اثر داره که گفت :امیدوارم
بعد دکتر با یولیان رفتیم دیدن دانشگاهشون و بعد پارک ملت .هوای صاف تهران و یه پارک خوشکل و دوستانی در کنار حالا حساب کنید انرژی مثبت مرا؟
سجاد و ارش هم که تازه از گرگان اومده بود به ما پیوستند و چرت گفتیم و چرت شنیدیم .
و شب هم همه مهمان من به صرف چلوکباب .
فرداش با داداشی رفتیم یک هارد و رم و سوغاتی و یک جفت کفش خوشکل وقرمزواسه خودم خریدم و بعد از رونیکا امد و شهلا الهه مهر باتفاق دوستش و رهبر موج پیشرو و خانم ماه و پسر نازشون و ارش و پسر عموش خلاصه کلی از دیدار دوستان خوشحال شدم .:teeth:regular:embaressed:angel
ساعت حدود دوازده شب استادم که از اون انقلابی ها دو اتیشه که قبلا هم راجع بهش نوشته بودم امد حالا صندلی نبود که هیچ شهلا هم بی روسری نشسته بود و ارش هم روبروش .:laughingالبته شهلای عزیز پرسیده بود که اگه لازمه بپوشم که منم گفتم نه لزومی نداره اینو بذارید به حساب انتقام من از استاد .:devilاستاد بر ویلچر شهلا نشست و سرشوبرگردوند طرف من .نمیدونید فرداش ارش چه فیلمی واسش در اورد تا اینجا فعلا تا بعد :rolling
فید وبلاگ:
Special.ir
-
نوشتههای تازه
بایگانیها
پیوندها
- آشنايي با يك معلول قطع نخاع
- آیدا …
- الهه ی مهر
- این مهمان ناخوانده
- ب مثل بهاران
- تلخ و شیرین
- دست نوشته های راما
- دیوونه
- روز + نامه (نگین حسینی)
- زندگی اهورایی من
- زیستن با معلولیت
- سلام ام اس
- سوته دلان
- مادر یک روشندل
- مرا آفرید آن که دوستم داشت
- مژی جون و شوشو
- نابودی ام اس
- همدم روح
- ویولت (من و ام اس)
- یک قدم به خوشبختی با پاهای خیالی
آخرین دیدگاهها
- alireza در دانشگاه و دل من
- باران در دانشگاه و دل من
- باران در تولد و بی آرزویی
- سوسن جعفری در تولد و بی آرزویی
- باران در من و احوال جسمی ام۲
اطلاعات
-

من که درگيرکار شدم و فعلا از اينترنت دورم. ولی يه مسج می زدی حداقل تا می اومدم ديدنت
نازمهر
[پاسخ]
خب خدا رو شکر.کم کم داشتم نا اميد ميشدم که برام سوغاتی نخريدين!#grin
حالا هارد يا رم؟
ميدونم که سوغاتی منه و الکی نوشتين برای خودتون#rolling
طارمه
[پاسخ]
سلام#flower
پس كيف كردي#applause خوش بحالت#rolling #laugh #hand
اميد
[پاسخ]
يادش به خير#hug
من دانشگاهم#smug
رونيکا
[پاسخ]
اينطوريه؟
يواشکی ميای تهران و به ما هم نمی گی؟باشه#brokenheart #worried
بانو
[پاسخ]
سلام . انتقام باحالی گرفتی #applause آفرين #applause #flower
انگاری شما ايران نيستی آره ؟ اين دفعه اومدی خبر بده من و سازمم ميايم يه جشن کوچولو راه ميندازيم حسابی خوش ميگذره با دوستامون
مسعود طاهری
[پاسخ]
اميدوارم با استفاده اين داروها جواب مثبت رو بگيری…
دلا
[پاسخ]
بسی فيض برديم از خاطره سفرتون
اميدوارم دفعات بعد به قصد تفريح سفر کنی و نيازی به دکتر و اينا نداشته باشی
#kiss
هانيل
[پاسخ]
هميشه به گردش بانو . بهتر باشی عزيزم .با هه وجود آرزو ميکنم . #flower #heart
مخمل بانو
[پاسخ]
وايييييييی#smile خوش به حالتون. فکر کنم خيلی خوش گذشته باشه. ما که از اين دوستا نداريم#eyelash
بازم به معرفت دوستای شما
رضا
[پاسخ]
موفق باشی
ماندانا
[پاسخ]
#heart #kiss
ياسمن بانو
[پاسخ]
امیدوارم داروها نتیجه خوبی برات داشته باشه .
…. راجع بهش …. #grin
#flower
مادر سپید
[پاسخ]
ببينم مگه الهه مهر نمی دونه احمدی نژاد این روزا انرژی هسته ای رو تو خیابونا آورده؟#thinking
سوک سوک
[پاسخ]
سلام
من دوست دارم با شما بيشتر آشنا بشوم اگر موافقی يه سر به وبلاگ من بزن#hand
کيميا
[پاسخ]