یکی دو هفته پیش خانه پدرو مادر یکی از دوستانم دعوت بودم .پدر این خانم اطاق ساز اتوبوس است اینو گفتم چون قصه هم بنوعی مربوط به کار ایشان است خانواده دوستم مهمان داشتند دو خواهر با همسر و بچه هایشان.موقع ناهار متوجه شدم انها افغانیند و اهل قندهار شاید سالها همنشینی با ایرانی ها قیافه و گفتار انها را متاثر کرده بود و اثری کمرنگ از افغان بودن در انها مانده بود.هیچیک از بچه ها مدرسه نمیرفتند چون کارت اقامتشان لغو شده بود و مدارس انها را ثبت نام نمیکردند .پرسیدم چرا برنمیگردید ؟گفتند :اینجا هم درامدمان بیشتره و هم دیگه فارسی پشتو را نمیفهمیم و با مردم اونجا عادت نداریم.داشتم از تعجب شاخ در میاوردم معمولا در کشور بیگانه تحقیر دوری از وطن و… خیلی ازاردهنده است اما انگار فقر بینهایت در کشورشان انها را به ماندن راضی کرده بود.یکی از خواهران تعریف میکرد ده دوازده ساله بودم که گفتند با مردی که 25 سال از من بزرگتر بود باید ازدواج کنی انقدر بی اطلاع بودم که وقتی مرا ارایشگاه بردند خانم ارایشگر روسریم را دور سرم محکم پیچید طوریکه گوشم دولا شد تا اخر مراسم گوشم درد میکرد اما فکر میکردم اینکار هم جز مراسمه اخر شب به مادرم گفتم گوشم درد میکنه روسریم را باز کرد و گفت چرا گوشت زیر روسری دولا شده بود.البته این خانم پس از کتکهای بسیاری که از شوهرش خورده بود با چند بچه بدبخت جدا شده بود و دوباره ازدواج کرده بود اما دخترانش مث سرنوشت خودش گرفتار شدند.در ضمن پدر این خواهران اول بار در زمان حکومت روسیه بر افغانستان به ایران امده و شاگرد پدر دوستم شده بود.
فید وبلاگ:
Special.ir
-
نوشتههای تازه
بایگانیها
پیوندها
- آشنايي با يك معلول قطع نخاع
- آیدا …
- الهه ی مهر
- این مهمان ناخوانده
- ب مثل بهاران
- تلخ و شیرین
- دست نوشته های راما
- دیوونه
- روز + نامه (نگین حسینی)
- زندگی اهورایی من
- زیستن با معلولیت
- سلام ام اس
- سوته دلان
- مادر یک روشندل
- مرا آفرید آن که دوستم داشت
- مژی جون و شوشو
- نابودی ام اس
- همدم روح
- ویولت (من و ام اس)
- یک قدم به خوشبختی با پاهای خیالی
آخرین دیدگاهها
- alireza در دانشگاه و دل من
- باران در دانشگاه و دل من
- باران در تولد و بی آرزویی
- سوسن جعفری در تولد و بی آرزویی
- باران در من و احوال جسمی ام۲
اطلاعات
-

#flower سلام
اول
خيلي سخته#cry #cry #cry #thinking
سلام#flower
واقعاْ تو کشورشون هيچ جائی دارن که اينجور زندگيو ترجيح می دن#nottalking
سلام نسيم جان
اول از همه خوشحالم که بهتری. خدا رو شکر.
انشا الله هميشه در صحت و سلامت باشی و دلت مالامال از شادی.
واقعا توی اين دنيا زندگی های عجيبی وجود داره اين نمونه ای از اونهاست.
واقعا هميشه بايد شاکر خدا بود.
و تا جايی که می تونيم برای خوشبختی ديگران قدمی برداريم.
سعادتمند باشی
در پناه حق
سلام و خير مقدم آمدنت. آمدی خوشمان آمد که آمدی. #hug يک چيز را در نظر بايد گرفت در مورد اين دوستان و آن اينکه آن ها به همان اندازه ما ايرانی هستند. تا زمان ناصرالدين شاه استان هرات ناميده می شدند. و اين است که ايرانی هستند.
به نظرم هر کس هرجا می خواد بايد زندگی کنه
نه حتماْ تو وطنش
تو انتهای کوچه ی ما سازمان يو ان هست
انقدر دلم می سوزه چشم تنگ ها و عرب ها و افغان ها نشستن اونجا#sad
وااای اون قسمت که دخترک فکر کرده جز مراسمه …اوخی چقدر دلم گرفت
#sad
سلام نسيم عزيز. خدا رو شکر که خوبی.خوشحالم.
موفق باشی.
دلم براشون خيلی سوخت… به نظرم به هر قيمتی بايد برگردن به مملکت خودشون لااقل اون جا باسواد می شن.#surprise
چه تلخ #sad
نسيم عزيز سلام
اولين بار بود كه وبلاگ شما رو خوندم. وبلاگ زيبائي داري.
براي شروع رفتم و تعبير خوابتو گشتم نتيجش اينجوري بود:
1ـ ديدن كاسة بلور در خواب ، علامت آن است كه از شيرين ترين اوقات زندگي و بهترين لذتها بهره مند خواهيد شد .
2ـ اگر خواب ببينيد از كاسه بلور مايعي مي نوشيد ، علامت آن است كه به زودي از عشقي پنهان مطلع خواهيد شد .
3ـ ديدن كاسه بلور شكسته در خواب ، علامت آن است كه در اثر حادثه اي اندوهگين خواهيد شد .
4ـ اگر دختري در خواب كاسه اي بلوري هديه بگيرد ، علامت آن است كه به عزيزترين آرزوهاي خود دست خواهد يافت .
اگر علاقهمند بودي ميتونيم باهم لينك تبادل كنيم.
پاينده باشي
سلام
با عرض تبریک وخسته نباشید
وبلاگ خوب و پر باری دارید . ما در نظر داریم بمنظور همکاری نزدیک
و همچنین ارج نهادن به خدمات آنها اقدام به معرفی بهترین وپربارترین –
وبلاگها درسایت نموده چنانچه مایل هستید پس از ورود به سایت ما از
قسمت بهترین وبلاگها دیدن فرمائید
با تشکر از شما….مهروزدات کام
از حالت خبر نداشتم خوشحالم که الان بهتری
#smile
#hug #heart #sad
inha dastavarde eslame nangin ast. osoolan hokooomathaye dini va be khosoos eslami natijeii joz jahl va badbakhti be hamrah nadarad. ta zamani ke sharre din az sare in keshvarha kande nashavad nemitavan omidi be pishraft dasht
سلام به نسيم ملايم کرمونی….اميدوارم زندگيت به شيرينی قطاب و پشمک کرمون باشه…خيلی نگرانت بودم…خوشحالم که بهتر شدی….برات نوشتم کخ من فقط يه نصفه روز کرمون بودم…امروز هم همينطور…و طرفهای بلوار امير کبير مهمون يکی از دوستان هستم…نمی دونم شهلا گفته يا نه..من در حال گذروندن خدمت هستم…اونم تو خاش…واسه رفت و امد و قطار سواری هر سری به کرمون ميام…خلاصه که از اينهمه لطف و مهمون نوازی بسيار ممنون…
خلاصه يکبار واسه ديدن اينهمه تعريفی که شهلا جان از شما کرده مزاحمتون ميشم….مطلبتون رو هم خوندم…ولی کسی که به کشورش اهميت نده….به کشور ما ذيگه اصلا اهميت نمی ده….ما احتياج به نيروی متخصص داريم….اگه اينکاره هستن قدمشون دو تخم چشممون…مواظب خودتون باشين….ياحق
به به … ببين نسیم جون ُ ما فعلا به صوبت های این پست شوما کاری نداريم … به خودتون کار داريم که برگشتيد#smile صفا آورديد#flower
بعله این قضیه بسيار غم انگيز هستش…#sad ولی نميدونيم چيکار ميشه کرد
نسيم جان سلام من امروز ارشيو خوندم منم شيرازيم اگه اجازه بدی خوشحال می شم ببينمت تا ۲ تا دوست خوب بشيم اگه ميشه يه ای ميل بزن راستی من ۳۳ ساله هستم#heart #blush
اين اولين باری که ميام اينجا و بروز نيستی اميدوارم حالت خوب باشه#heart
nasim goli, khoda ro kheyli kheyli shokr ke halet behtare… kheyli az khoondane poste pish narahat shodam… az khoondane in post ham hamintor.. kash donya ye ghadri ghashang tar bood
هر کسی کو دور ماند از اصل خویش
باز جوید روزگار وصل خویش
سلام
خوشحالم که سلامتی
برات کامنت گذاشته بودم
با يه داستان به روزم، خوشحال میشم نگاهی بندازی.
#flower
سلام
چقدر غم انگيز بود…
چرا ديگه به ما سر نميزنی؟؟
قهری؟؟
اميدوارم حالت هر روز بهتر از ديروز باشه