روزهای تعطیل من

این روزها سرم بسیار شلوغ بود چهارشنبه رفتم دانشگاه واسه سمینار مدیریت بحران که البته استاد از اساتید سابق دانشگاه کوبه بود و حالا دانشگاه تهران مدرس بود خود ایشان در 95 و زلزله 7 و چند دهمی کوبه انجا بوده و تلاشهای ژاپنیها را در این سمینار با فیلم نشان داد .البته سمینار بسیار زیبا توسط ایشان ارایه شد از بحران مدیریت در ایران گفت تا مدیریت بحران .عکسهای تاسفباری از زلزله منجیل اردبیل وبم و…نشان میداد و گفت گناه ان دختر و پسربچه کوچک چه بود که اینچنین کشته شدند و تقسیم کرد 33 درصد خانواده که بفکر ساختن یک محل امن نبودند 33 درصد شهرداری فرمانداری ستاد حوادث و… و33 درصد مدیران مملکت .و اینچنین بود که از یک سمینار مهندسی نتیجه گیری شد ما نسلپروی نداریم که هیچ نسل سوزی هم داریم.
عصر رفتم خونه دوستم و تا اخر شب اونجا بودم و فردا تند و تند درس خوندم تا استاد زبان امد و گفتم میدانید اکبند یعنی چه ؟گفت لغت انگلیسی نیست اما انگار ساختگیست .گفتم اره استاد دیروزی میگفت ما میبینیم اما فکر نمیکنیم چی می بینیم در زمانی جنسهای گمرکی که از بنادر ایران وارد میشد رویش نوشته بود UK BAND0و کم کم فکر کردیم جعبه بسته بندی شده یعنی اکبند.بعد از ظهر 5 شنبه رفتم سینما .برادرم منو اونجا گذاشت و رفت اول احساس ترس و ناتوانی بهم دست داد و بعد گفتم درست میشه فیلم را با یک پفک در تنهایی دیدم اخه دوروبرم هیچکس نبود و بعد رفتم کنسرت سازهای بادی که روبروی سالن سینما برپا بود البته با خواهش از اقایی که میشه منو تا سالن روبرو بذارید و اهنگهای سرباز رایان وپل روخانه کوای و فیلمهای چاپلین و برخی از وسترنهای سینمای دور را شنیدن از سازهای بیست تا جوون شنیدن کلی مشعوفم کرد. ادامه دارد
پیوست :میلاد نمونه عدالت که قربانی انهم شد بر همگان مبارک .روز پدر هم به پدر خودم و همه باباها مبارک و ببخشید تبریکم دیر شد

درباره nasim

با اسم ساختگی نسیم آمدم. اندوه سبب شد اینجا بیایم آخه بیماری ام اس دارم.بسیار از نظر جسمی کم توانم اما روح بزرگی دارم.
این نوشته در دسته‌بندی نشده ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

10 دیدگاه دربارهٔ «روزهای تعطیل من»

  1. بهار می‌گوید:

    #flower

  2. اميد می‌گوید:

    سلام#flower #flower #flower #flower #flower #flower #flower

  3. نازمهر می‌گوید:

    مرسی
    خيلی خوب شد يه چيزی ياد گرفتم
    تا حالا به آکبند اصلا فکر نکرده بودم#kiss

  4. شهلا می‌گوید:

    گل من استادت درست گفتند که در کشور ما نسل سوزی است نا نسل پروری#applause
    خوب پس حالا سینما میری، پفکم میخوری#grin جوراب نازک هم پوشیده بودی؟#rolling
    فدات شدم حالتو ببر از این زندگیه مسخره
    راستی به برادرت از جانب من خیلی سلام برسون، آخه خیلی آقاست#flower
    راستی، در مورد قطع داروهات پس از اون بیماری کذایی، گفتی
    تو میتونی باز هم شروع کنی
    میخواهی با آقای دکتر آل یاسین زنگی بزن و ببین ایشون نظرشون چیست؟!
    ولی هیچوقت برای آغاز به درمان دیر نیست نازنینم#hug #kiss

  5. آرام می‌گوید:

    چه فیلمی دیدی نسیم جون؟

  6. ويولت می‌گوید:

    روز پدر و مرد به برادران و پدر گرامی شما هم مبارک#flower

  7. شيخ حقگو می‌گوید:

    يادمه چندين سال پيش برادرم که الان يکی ازان مديران موفق و ارشد صنعت کشور همين مباحث مديريت بحران و بحران مديريت برام گفت و چه شيرين گفت. نمی دونه که الان برادرش توی بحران مديريت چه دست و پايی ميزنه.

  8. بلاگر می‌گوید:

    سلام عزيزم من تازه با اينجا آشتنا شدم اميدوارم هميشه شاد باشی به من سر بزن

  9. خدابیامرز می‌گوید:

    سلام علیکم
    اولن که روز مرد بر شما زن گرامی مبارک!
    دومن هم نداره. من نه مدیرم و نه ارشد، چه می دونم آخه!

  10. ماندانا می‌گوید:

    جريان آکبند جالب بود

دیدگاه‌ها غیرفعال هستند.