چند سال پیش که حال جسمی و روحیم خیلی بهتر بود یکی از باصطلاح همکاران اقا پروژه ای را باز کرد که در ان همکاری منهم لازم و حتی واجب بود در ابتدا منهم موافق بودم تا اینکار انجام شود اما روزبروز اون اقا پاشو بیشتر کنارمیکشید و تمام مسیولیت به من منتقل میشد فقط در مراحلی که کمی پروژه نتیجه میداد و ایام راحتی بود اون اقا هم وارد گود میشد و مثل یه صاعقه پرسروصدا خودی نشان میداد روزهایی بود که واسه اینکار با خیلیها درگیر شدم با خیلیها جنگیدم حتی ناسزا شنیدم اما مقاومت کردم گاهی انقدر از کار روی این پروژه افسرده و خسته میشدم که هرچی فحش بود نثار خودم میکردم که اخه پدر امرزیده نونت نبود ابت نبود کار مشترک با کسی که میدانستی مرد راه نیست جا میزنه از مشکلات میترسه و ترا تنها میذاره چی بود؟تنها دلخوشیم این بود که بالاخره سختی تموم میشه و افتاب میدمد اما هرچه میگذشت پروژه ساخته یک ادم بیفکر که اولش تمام داده ها را نسنجیده بود و مساله راانچنان بزرگ تعریف کرده بود که اگر واسه هر تکه اش جداگانه هم برنامه مینوشتی باز نمیتوانستی با بقیه قسمتها لینکش کنی تقریبا این پروژه تمام فکر و ذکرم را به خود اختصاص داده بود اما روبروز مساله جدیدی پیش میامد و حل پروژه را سختتر میکرد کشدار شدنش هم مزید علت شده بود خصلت ذاتیم و تا حدی مهربانی که دلم واسه اقاهه میسوخت باعث شده همچنان در کار باقی بمانم اما حالم که روزبروز بدتر میشد و بیخیالی اقای همکار بالاخره صدامو دراورد و گفتم یا همکاری کامل و یا حذف من از پروژه؟با این التیماتوم بازم همکار بیعرضه من نجنبید و چند روز پیش من پرونده این پروژه را بستم فایلش را از کامپیوترم پاک و بک اپش را انداختم بیرون و با قلم قرمز روی پرونده اش نوشتم :بایگ—–انی شد!وانداختمش در فایلهای چند سال پیش تا حتی چشمم هم بهش نخورد و با یک نفس عمیق داد زدم :اخیش راحت شدم.
فید وبلاگ:
Special.ir
-
نوشتههای تازه
بایگانیها
پیوندها
- آشنايي با يك معلول قطع نخاع
- آیدا …
- الهه ی مهر
- این مهمان ناخوانده
- ب مثل بهاران
- تلخ و شیرین
- دست نوشته های راما
- دیوونه
- روز + نامه (نگین حسینی)
- زندگی اهورایی من
- زیستن با معلولیت
- سلام ام اس
- سوته دلان
- مادر یک روشندل
- مرا آفرید آن که دوستم داشت
- مژی جون و شوشو
- نابودی ام اس
- همدم روح
- ویولت (من و ام اس)
- یک قدم به خوشبختی با پاهای خیالی
آخرین دیدگاهها
- alireza در دانشگاه و دل من
- باران در دانشگاه و دل من
- باران در تولد و بی آرزویی
- سوسن جعفری در تولد و بی آرزویی
- باران در من و احوال جسمی ام۲
اطلاعات
-

پس حل نشده جمعش کردين!#thinking خوب به اعصاب خورديش نمی ارزيد خوب کردی#heart #kiss
با بعضی ها کار کردن عذابه…
به نظر من خيلی هم دير اين کارو کردی.
همون اول اين پروژه و اون مردک رو با هم می انداختی دور
بهرحال تبريک#kiss
بستن پروژه، بدون هماهنگی، برات مشکلی بوجود نياره #sad
اگه بخواد شر درست کنه چی؟؟
حداقل مدير بالادستت رو در جريان می ذاشتی!! #smile
سلام#cry #cry
خوب كاري كردي#applause #applause #applause
زن زمانه عزيز با هماهنگی رييس کل من از حضور در پروژه استعفا دادم
من موندم دختر تو چه حالی داری؟من که از يه جوب می خوام رد بشم صدبار بی خيال می شم که مبادا استرس يا خستگی ازارم بده#nottalking
سلام
من تازه با شما(نوشته هاي شما) آشنا شدم.
ميشه با هاتون صحبت كنم.
لطف مي كنيد به من ميل بزنيد البته هروقت فرصت كرديد.
سلام بر نسيم خانم گل دوست عزيز و بسيار گرامي .
ممنون از لطف بي كرانتان .
اين راه حل خيلي از مشكلات ذهني هم هست
اونهارا آدم بنويسه بعد پارشون كنه و به عدم بسپاردشوم
لذت بردن از اونچه كه داريد را فراموش نكنيد بخصوص تندرستي كه بزرگترين ثروتهاست
به همه با صداي بلند سلام كنيد
سلام به نسيم خانوم گل.
سعی کن از این به بعد با هر کی خواستی کاری کنی در مورد اون شخص یه سری اطلاعات گیر بیاری.
مرسی که بهم سر زدی.
خيلی لطف کردی.
بازم پيشم بيا.
منم هستم.
مرسی
آرین
#flower #flower #flower #flower #flower #flower #flower #flower #flower #flower #flower #flower #flower #flower #flower #flower #flower #flower #flower #flower #flower #flower #flower #flower #flower #flower #flower #flower #flower #flower #flower #flower #flower #flower #flower #flower
سلام نسيم جان تشکر #applause
اميدوارم هميشه شاد و پاينده باشی عزيز بدرود#flower #hand
سلام چقدر آرامش بخش و قشنگ /. پيش ما نمي يايد؟#flower /. به ما هم سر بزنيد خوشحال مي شيماااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا #flower
خوب کاری کردی#hug
ادم که نبايد الکی اعصاب خودشو خورد کنه#applause
لازم بذکر است همچين هم بی قاعده شيخ نيستيم#winking
چه خوب کردی خودتو از شرش راحت کردی#applause
چه کار خوبی کردی
سلام#flower
خوبی خانومی؟#heart
در مورد پست: کار خيلی خوبی کردين کنار کشيدين اينجور همکاریا غير قابل تحملن
http://msvayedeletanha.blogfa.com
اینو بخونید
سلام به نسیم خانوم دوست خوب من.
راستی یه خبر دارم.
یادته که می گفتم استرس.
مجله دانشمند شماره 527 . شهریور 86(اگه تونستی بگیر و بخون)
اینطوره:
استرس زیاد و چاقی باعث تولید بیش از حد مجموعه به هم پیوسته ای از هورمون های استرس موسوم به گلوکوکورتیکوئید ها(همانند کورتیزول)می شوند.مجاورت بیش از حد با گلوکوکورتیکوئید ها منجر به آسیب و تخریب نورونها در ناحیه هیپوکامپ مغز می شود.یکی از راههای از بین بردن کورتیزول اضافی،ورزش کردن است.
منتظرم نسیم جان.
مرسی
آرین
#flower #flower #flower #flower #flower #flower #flower #flower #flower #flower #flower #flower #flower #flower #flower #flower #flower #flower #flower #flower #flower #flower #flower #flower #flower #flower #flower #flower #flower #applause #flower #flower #flower #flower #flower #flower #flower #flower #flower #flower #flower #flower #flower #flower #flower #flower #flower #flower #flower #flower #flower #flower #flower #flower #flower #flower #flower #flower #flower #flower #flower #flower #flower #flower #flower #flower #flower #flower #flower #flower #flower #flower #flower #flower #flower
فکر میکنم اون ضرب المثله هست میگه … مرد راه می طلبد باید عوض بشه .
… زن ِ راه می طلبد.
خودت خوبی؟#flower #kiss
منم به آخر اين نوشته که رسيدم گفتم آخيش… به هر حال خوب کاري کردي .