چند روزیست که ننوشتم اما علت چون حال نداشتم یعنی دستام یاری نمیکرد رو حیه ام متلاطمه به علت تلاطم دیگران .میپرسید یعنی چه ؟چند نمونه واستون میگم
به همکارم زنگ میگم کجایی ؟اروم حرف میزنه میگه کلاسم .
من:چه کلاسی
او:فلان
من :کجا
او:فلان جا
حالا من در همون کلاسی که او ادعا داشت نشسته ام
تازگیها وقتی جسمی یا روحی خسته میشم اگه سریع سکوت برقرار بشه و همه از دورم بروند و بخوابم همه چیز عادی میشه وای بروزی که لفتش بدهم یا بدهند اونوقت پاچه میگیرم.
فید وبلاگ:
Special.ir
-
نوشتههای تازه
بایگانیها
پیوندها
- آشنايي با يك معلول قطع نخاع
- آیدا …
- الهه ی مهر
- این مهمان ناخوانده
- ب مثل بهاران
- تلخ و شیرین
- دست نوشته های راما
- دیوونه
- روز + نامه (نگین حسینی)
- زندگی اهورایی من
- زیستن با معلولیت
- سلام ام اس
- سوته دلان
- مادر یک روشندل
- مرا آفرید آن که دوستم داشت
- مژی جون و شوشو
- نابودی ام اس
- همدم روح
- ویولت (من و ام اس)
- یک قدم به خوشبختی با پاهای خیالی
آخرین دیدگاهها
- alireza در دانشگاه و دل من
- باران در دانشگاه و دل من
- باران در تولد و بی آرزویی
- سوسن جعفری در تولد و بی آرزویی
- باران در من و احوال جسمی ام۲
اطلاعات
-

سلام به نسيم
راحت باش به خودت سخت نگير مواظب خودت باش
چه همکاری؟! #surprise #thinking ادب کردن می خواد#devil
سلام
به اين نميگن تلاطم به اين ميگن بدشانسي همکار شما#grin
بايد همون موقع بهش ميگفتي كه من الآن توي همون كلاسم
اونوقت ميگن استرس نداشته باشيد آخه چه جوری؟
امان از این افرادی که خرده شیشه دارن … کلا حال آدمو میگیرن و موجب میشن که دیگه کمتر به کسی آدم اعتماد کنه…
“روزها و ماهها و سالها میگذرد و کشتی عمر تو در دریای پر تلاطم زندگی به پیش میرود ۰گاهی این کشتی دستخوش طوفانهای سهمگین میگردد و گاهی در دریاهای نیلگون…”
در ایران دیگه به قول خودشون این “پیچوندن “ها برایت ,ادی شده باشه نسیم جون#kiss
من هم از سر و صدا و شلوغی بَــری هستم، چون برای ما سم هلاهل است#eyelash
بی خیال شود فعلا همه چیز شده دروغ دروغ دروغ#kiss #kiss #kiss #kiss
بی خيال بابا…
#heart #kiss
#kiss
ميفهمم
راستی حال داداشت چطوره؟
من جای شما بودم ميگفتم ااااااااااااااا پس چرا نمی بينمت؟؟؟
اخ گفتی منم وقتی بايد تنها بشم اگه نشم واويلاااااااااااااراه می افته من راه نميندازمااااااااااااااخودش راه می افته#devil
دست بر آب می کشید
: که سایه ی ماه را بر آب دیده بود
تو که پاره ی دل منی
بر آب چه می کنی !؟
این را بی صدا می گفت
که کسی ایستاده بودش منتظر بر در
مبادا حتی تکه ای
از سایه ای
آب هم خیس اشک او
خدا را نگاه می کرد
و در کنار خودش
کنار موجهای خودش
ساکت بود
” در سکوت هم می توان عاشق بود ”
که کسی آنجا
: دست بر آب می کشید
تو که پاره ی دل منی
بر آب چه می کنی !؟
چه بهونه گیر شده تازگیها
با سلام
استخدام فوري يك بازارياب حرفه اي خانم
كار با درآمد خيلي عالي در منزل خودتان
لطفا به اين آدرس مراجعه فرماييد
http://www.estekhdamm.blogfa.com
با سپاس
ج…نازه های خوشبخت …
يک وقت هايی حالم از همه به هم می خوره …
… جنازه های خوشبخت …
(اشتباه تايپ کرده بودم. )