ماجراهای عید4

بهشهر و قائم شهر و بابلسر و چندین شهر و روستاهای مختلف را دیدیم .جنگل عباس اباد و از همه مهمتر دریای بیکران را به نظاره نشستیم و ماهیگیری ماهیگیرهاوپاهای بی حرکتی که در اب دریا قرار داده شدند
والو جنگلی و ماهی سفید و اش دوغ و کلوچه و لواشک و غذاهای محلی و قایق سواری و اسب سواری همراهان /همه و همه مرا از عشق سیراب میکرد گرچه نامردی هایی در طی سفر دلم را لرزاند اما گذشت سفر به یاد ماندنی نبود اما دیدار اب و جنگل همیشه و همیشه برای یک کویرنشین زیباست.جالب بود که در جای جای سفر یاد سینا می افتادم راههای فرعی جنگلی /ارامشی که هنگام رانندگی در کنارش حس میکردم و کلماتش وقتی میخواست چیزی بخورد که با خنده میگفت موافقتی چایی بخوریم.
انگار هنوز سایه او با من است انگار همه اهنگهای زیبا ملودی اوست و تمامی مناظر زیبا تصویر اوست.ملامتم نکنید که عشق ملامت و پرهیز و …نمیشناسد با سکوت هم در خاطره راه باز میکند و میاید.
پیوست :بزودی عکسهای سفر را میذارم.

درباره nasim

با اسم ساختگی نسیم آمدم. اندوه سبب شد اینجا بیایم آخه بیماری ام اس دارم.بسیار از نظر جسمی کم توانم اما روح بزرگی دارم.
این نوشته در دسته‌بندی نشده ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

10 دیدگاه دربارهٔ «ماجراهای عید4»

  1. هادی می‌گوید:

    یا هو
    سخنان زرتشت(قسمت 3)
    دوست بسيار داشته باش تا معروف باشي.
    معروف باش تا زندگاني به نيکي گذراني.
    دوستدار دين باش تا پاک و راست گردي.
    مطابق وجدان خود رفتار کن که بهشتي شوي.
    سخي و جوانمرد باش تا آسماني باشي.

  2. گلی می‌گوید:

    ؛عشق ملامت و پرهیز و …نمیشناسد با سکوت هم در خاطره راه باز میکند و میاید.؛
    چقدر قشنگ بود نسیم بانو
    #heart

  3. مژگان می‌گوید:

    خيلی توصيف زيبايی بود از جاهايی که شايد به چشم بعضی‌ها تکراری هستند.
    شاد باشی
    به من سر بزن

  4. بيات می‌گوید:

    سلام
    همينکه به مسافرت رفته و جاهای بسيار زيبای را ديده ايد خوشحالم

  5. راما می‌گوید:

    چرا ملامت؟
    نه خيلی همدرديم
    توی اصل قضيه
    ولی نميدونم چه جوری فراموش کنم؟

  6. آورا می‌گوید:

    خوشحالم که حسابی خوش گذشته. منتظر عکسها هستم.
    تصویر و صدا بهترین یاد اور عشقند

  7. پپر می‌گوید:

    درود علیکم . . . خوبین ؟ خدا را سپاس که خوبین . . . میگم ها بگین ها من ویتامین کامنت بدنم کم شده لطفا یه خورده ویتامین کامنت به بدن من برسونید . . . حتما من باید بیام تو وبلاگتون نظر بدم #grin تا بیایید نظر بدین . . . خوب بیایید نظر بدین دیگه . . . لطفا #grin

  8. هادی می‌گوید:

    یا هو
    سخنان زرتشت(بخش 4)
    روح خود را به خشم و کين آلوده مساز.
    هرگز ترشرو و بدخو مباش.
    در انجمن نزد مرد نادان منشين که تو را نادان ندانند.
    اگر خواهي از کسي دشنام نشنوي کسي را دشنام مده.

  9. ندا می‌گوید:

    نسيم جونم قوبونت برم خوشحالم که خوش گذشته بهت#kiss

دیدگاه‌ها غیرفعال هستند.