دارم دنبال خانه میگردم واسه رهن.وقت رفننه کوچ دائم .زندگی را برایم سخت کرده اند و من هم حرفهایی دارم که هیچکس انرا نمیفهمد اگر مقصر منم رفتن بهتره و گرنه بازم رفتن بهتره و دلم برای فدائیان میسوزد
فید وبلاگ:
Special.ir
-
نوشتههای تازه
بایگانیها
پیوندها
- آشنايي با يك معلول قطع نخاع
- آیدا …
- الهه ی مهر
- این مهمان ناخوانده
- ب مثل بهاران
- تلخ و شیرین
- دست نوشته های راما
- دیوونه
- روز + نامه (نگین حسینی)
- زندگی اهورایی من
- زیستن با معلولیت
- سلام ام اس
- سوته دلان
- مادر یک روشندل
- مرا آفرید آن که دوستم داشت
- مژی جون و شوشو
- نابودی ام اس
- همدم روح
- ویولت (من و ام اس)
- یک قدم به خوشبختی با پاهای خیالی
آخرین دیدگاهها
- alireza در دانشگاه و دل من
- باران در دانشگاه و دل من
- باران در تولد و بی آرزویی
- سوسن جعفری در تولد و بی آرزویی
- باران در من و احوال جسمی ام۲
اطلاعات
-

کاری رو انجام بده که روحت آروم بشه #kiss
مدت هاست می خوام برات يه ميل بفرستم به عنوان يه دوست ذهنم جمع و جور نميشه به خصوص بعد از اون دوتا پست که با ام اس حرف می زدی…اما کاری که می خوای بکنی با همه سختيش شايد بهترين کار باشه برای اينکه راحت تر باشی… همه جوره هم می تونی رو کمک ما حساب کنی… همهه جوانب موضوع رو ببين و تصميم بگير… منطقی و واقع بينانه#smile
سلام يعنی چی؟
ميتونی تنها زندگی کنی؟ يا با خونواده کوچ ميکنی؟
تصمیم آخرته!؟#thinking
به نظرم فکر خوبيه.
يه نفرم بيار که ازت مراقبت کنه بی منت.
اگه بتونی يه پرستار تمام وقت مطمئن بگيری که هم مهربون باشه هم کاری خيلی عاليه
راستی من حاضرم ها#winking
يه وقتايی تغيير لازمه عزيزم
مطمئن باش حالت از اينی که هست بهتر می شه
فدات شم#kiss
اگر احساس میکنی این طوری راحت تری این کار رو بکن . برای رسیدن به آرامش-هر چند نسبی- هزینه کردن میارزه .
خودم همین کار رو کردم .یه شهر دیگه دانشجو هستم . دیدم از اطرافیانم دارم آسیب میبینم . یه خونه کوچیک برای خودم رهن کردم و الان ماههاست که تنها زندگی میکنم .
حتی موقع تحویل سال هم تنها بودم . نه کسی بهم سر میزنه نه حتی تلفنی سرام رو میگیرند .(به جز مادرم)
تنهایی سخته …خیلی غصه میخورم …
ولی نسبت به وضعیت قبلم(خوابگاه -خونه دانشجویی چند نفره ) ، اینجا برام بهشته …
یه بهشت تاریک …