من و مقاله ودلم

چهارشنبه و پنجشنبه کلاس داشتم و اصلا فرصت نوشتن نداشتم.انتخابات هم تمام شد و بحثهای سیاسی و خانوادگی رفت پی کارش.نتیجه جالب بود و به حرف ظریفی ایمان اوردم که رفتار مردم ایران لحظه ایست و قابل پیشبینی نیست.وبلاگ یک لیوان چای داغ هم در اخرین پستش کاملا درست گفته بود وخلاصه ما نبردیم.
فردا باید به مناسبت روز زن مقاله بخوانم اما حتی کلمه ای هم ننوشتم .کار مقاله نوشتن من روتین شده وفکر کنم شنوندگان از من خسته شده اند اما بروی خود نمیاورند اما چکنم که مشاور زنان بهم پیغام داده اما با جواب رد دادن من گفت نه تروخدا برنامه نداریم و داوطلب هم.چکنم که همیشه باید چوب این دل مهربون!!!را بخورم

درباره nasim

با اسم ساختگی نسیم آمدم. اندوه سبب شد اینجا بیایم آخه بیماری ام اس دارم.بسیار از نظر جسمی کم توانم اما روح بزرگی دارم.
این نوشته در دسته‌بندی نشده ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

6 دیدگاه دربارهٔ «من و مقاله ودلم»

  1. کورال می‌گوید:

    #heart #kiss

  2. اميد می‌گوید:

    سلام#flower
    كمك كردن ،نه خيلي بده

  3. ندا می‌گوید:

    #kiss #heart

  4. آذرخش می‌گوید:

    گاهی نه بگو ! نگذار روتين باشی
    البته اگه ته دلت می خواهد که بخوانی و باشی بحث ديگه ای است
    موفق باشی#flower

  5. مريم می‌گوید:

    سلام خانومی
    تو هميشه قشنگ می نويسی .
    و من هميشه عاشقتر از قبل می يام تا نوشته هاتو بخونم .
    چه مقاله ی قشنگی واسه روز ام اس توشته بودی .
    بارها و بارها با اين چشای تار خوندمش
    خودم رو ديدم
    بغض کردم ولی خوبه که اون تنهاتره .
    دوستت دارم .
    زود به زود بنويس تا وقتی ميام کلی مطلب واسه خوندن داشته باشم .
    روزهايت پرتقالی .
    #flower

دیدگاه‌ها غیرفعال هستند.