پریشب خواب دیدم توی یک بازار بزرگ فروش کالا هستم به مغازه پرت و دورافتاده ای از پاساژ وارد شدم که پر از پالتوهای زیبا /لباسهای زمستانی خوشکل و جنسهای لوکس زیادی بود حدود شیشصد هفتصد هزار تومان خرید کردم که بیشترش واسه دیگران بود داشتم فکر میکردم کاش لاغرتر بودم که لباسهای شیکش را میتونستم بخرم و درانجا هیچ پولی از من اخذ نشد چون فروشنده عاشقم شد در ضمن از ام اس خبری نبود.
دیشب خواب دیدم با ماشین خودم دارم میرم دانشگاه امتحان بدم وقتی رسیدم و امتحان بخوبی سپری شد انگاه صف شلوغی واسه لوازم تحریر تشکیل شده بود اما بجای کاغذ کتاب میدادند من توانایی صف نداشتم و حسابی خسته بودم رفتم نمازخانه جای با صفا و دنجی بود پس از عبادتی تنهایی و زیبا رفتم طرف صف اما دیدم خانمه بهم گفت مال شما حاضره بیا بگیر کتابها را گرفتم و رفتم طبقه سوم واسه کلاس .تو پله ها کتابا را گذاشتم چون رمق بالا رفتن نداشتم وارد کلاس شدم و دیدم استاد چقدر اشناست اما من چرا تا حالا کلاسش نیومده بودم.ناگهان کسی در زد و کتابهای در راه مانده را واسم اورد .بعد از کلاس رفتم کتابخانه و تمام مجله های سیاسی را ورداشتم و از کتابخانه اوردم بیرون تا بخونم و جالب اینجاست با اژانس برگشتم.
عجب خوابهای عجیبی
فید وبلاگ:
Special.ir
-
نوشتههای تازه
بایگانیها
پیوندها
- آشنايي با يك معلول قطع نخاع
- آیدا …
- الهه ی مهر
- این مهمان ناخوانده
- ب مثل بهاران
- تلخ و شیرین
- دست نوشته های راما
- دیوونه
- روز + نامه (نگین حسینی)
- زندگی اهورایی من
- زیستن با معلولیت
- سلام ام اس
- سوته دلان
- مادر یک روشندل
- مرا آفرید آن که دوستم داشت
- مژی جون و شوشو
- نابودی ام اس
- همدم روح
- ویولت (من و ام اس)
- یک قدم به خوشبختی با پاهای خیالی
آخرین دیدگاهها
- alireza در دانشگاه و دل من
- باران در دانشگاه و دل من
- باران در تولد و بی آرزویی
- سوسن جعفری در تولد و بی آرزویی
- باران در من و احوال جسمی ام۲
اطلاعات
-

و چیز بدی در این خوابها نبود. ایشالا که خیره #party
جالبه من يه خواب رو چندين شب متوالی ديدم جوری که ديگه کلافه ام کرده بود
نمی دونم دليلش هم چی می تونه باشه؟
پس شما هم درگير خواب ديدن هستی . همدرديم #kiss
خيره نسيم جون#heart
مسئله بدی نبوده
تازه کار خلاف هم که نکردی نسيم مثبت
عبادت هم کردی
ولی خودمونيم ها خوابت هم باحالن مثل خود خودت
خوش به جالت من هروقت تو خواب امتحان ميدم بی برو برگرد يا وقت کم ميارم يا درس نخوندم يا ………….#silly
ببينم نسيم جون چند شب شام زياد می خوری؟(شو خی کردم)#grin
ان شاالله که خيره#flower
خير باشه عزيزم#smile
سلام عليكم
جدا كه عجيب است. من هم امروز نزديك هاي صبح خواب غريبي ديدم، و تا تونستم كش دادمش، تا يازده خوابيدم و ديدم.