امروز اول مهره دیروز تلویزیون محلی معلمین دبستانها را نشان میداد که کادو و گل و شمع و گل و بلبل را بین کلاس اولی ها پخش میکردند و روز قبلترش معلمها کتاب و قلم کادو میگرفتند و نوار رنگی نصب میکردند و از هر کدام میپرسید زمان خودتون هم اینکارا را میکردند ؟میگفتند نه
یاد کلاس اول خودم افتادم که لباس جگری با روبانی بر سر که سفید بود و خالهای رنگ لباسم بران نقش بسته بود پوشیدم و کیف کوچولویی که نام کارخانه تهیه کننده اش که همنام مدرسه ام بود بران حک شده توسط بابا که خودش هم معلم بود دم مدرسه پیاده شدم و بعد از مراسم صف رفتیم توی کلاس همین و همین
فید وبلاگ:
Special.ir
-
نوشتههای تازه
بایگانیها
پیوندها
- آشنايي با يك معلول قطع نخاع
- آیدا …
- الهه ی مهر
- این مهمان ناخوانده
- ب مثل بهاران
- تلخ و شیرین
- دست نوشته های راما
- دیوونه
- روز + نامه (نگین حسینی)
- زندگی اهورایی من
- زیستن با معلولیت
- سلام ام اس
- سوته دلان
- مادر یک روشندل
- مرا آفرید آن که دوستم داشت
- مژی جون و شوشو
- نابودی ام اس
- همدم روح
- ویولت (من و ام اس)
- یک قدم به خوشبختی با پاهای خیالی
آخرین دیدگاهها
- alireza در دانشگاه و دل من
- باران در دانشگاه و دل من
- باران در تولد و بی آرزویی
- سوسن جعفری در تولد و بی آرزویی
- باران در من و احوال جسمی ام۲
اطلاعات
-

من روز اول مدرسه ام رو یادم نیست. مامان تعریف میکرد در حالی که همه بچه ها گریه می کردن که نرن سر کلاس تو در خیل عظیم جمعیت دست منو ول کردی و رقتی سر صف! علاقمند به تحصیل بودم از اول #laugh #rolling
انگار دیروز بود روز اول دبستان رفتنم#winking
يادش بخير#worried
من روز اول مدرسه بابا ترمز کرد سرم خورد به داشبورت ماشين دماغم خون اومد.البته من چون خارج بودم يکماه دير رفتم مدرسه.
کلا از مدرسه بدم می يومد.خدا رو شکر که تمام شد.
يادش بخير چه زود گذشت
كدوم مدرسه مي رفتي نسيم جون؟
ببینم واقعا نوید مجاهد (Mojde.com) فوت شده؟
http://www.itanz.net/special/2009/08/post_22.php
نسیم جان ببخش به جای تو به این دوستمون پاسخ میدم.
به mnz: بله واقعا نوید از پیش ما رفت.#brokenheart
سلام
چه قدر زود گذشت
من هم روز اول مدرسه خيلی ذوق داشتم
سلام دوست عزیز
آپم شاید برای آخرین بار
روز اول مدرسه من تنهایی رفتم. خوب یادم هست.
دوست داشتم. عاشق مدرسه بودم.