من وتعطیلات

جمعه عروسی پسر خاله ام بود همه از جمله خواهر و زن داداشهایم رفته بودند آرایشگاه اما من یک ساعت قبل از رفتن لباس پوشیدم و در مراسم حاضر شدم دیدن خویشان و اقوام جالب بود اما خیلی به من خوش نگذشت انقدر هوا سرد بود که دست و پایم یخ زده بود . دستهایم انقدر کم توان بود که حتی نمی توانستم قاشق را بلند کنم البته با دید خوشبینانه ان هم شبی بود از شبهای خدا . سه چهار روز تعطیلی بلاخره تمام شد و امروز سر کار حاضر شدم و مثل همه روزهای اول کار (شنبه ها) کمی گیج می زنم عصرها فیزیک و زبان می خوانم و بعد نوبت ریاضی و زبان است دیشب توی خواب توانستم یک مسئله فیزیک را که نمی توانستم حل کنم راهش را بیابم و برایم خیلی خوشایند بود که مسئله را حل کردم . هنوزدرگیر گرفتن پولم هستم و دزد اموال هنوز گیر نیفتاده برایم دعا کنید . کمی حالم از منفی بی نهایت به سمت مثبت نزدیک شود در ضمن عید غدیر روز خوبی بود جزء برنامه های تلویزیون .
دروداع آخرین مصطفی
سوی کعبه جانب کوی خدا
در ره برگشت از ان ماوای عشق
زان مکان قدسی و سیمای عشق
وقت ان است تا که گویی یک کلام
دین خود کامل کنی با اهتمام
وقت ان است تا گزینی یک امیر
عاقلی فرماندهی چون شیر شیر
جانشینی خوب و کامل بایدت
هان امیری حق و عاقل بایدت ……

درباره nasim

با اسم ساختگی نسیم آمدم. اندوه سبب شد اینجا بیایم آخه بیماری ام اس دارم.بسیار از نظر جسمی کم توانم اما روح بزرگی دارم.
این نوشته در دسته‌بندی نشده ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

7 دیدگاه دربارهٔ «من وتعطیلات»

  1. اميد می‌گوید:

    اول
    سلام #flower
    به سلامتي#applause
    ايشالا حالت خوب بشه #brokenheart
    درساتو خوب بخون#hug
    باي#hand

  2. سوسن جعفری می‌گوید:

    توی خواب فیزیک حل می‌کنی؟ #surprise
    می‌بخشی عزیزم می‌تونم بپرسم رشته تحصیلی‌ت چی می‌باشد؟

  3. سوسن جعفری می‌گوید:

    سعی کن توی مهمونی‌ها و عروسی‌ها خوش بگذرونی. من ماه گذشته و این ماه را کلاٌ عروسی و مهمونی بودم و با اینکه در حد مرگ خسته می‌شدم ولی از خوشی‌ام نمی‌زدم #worried از نظر روحی فووول می‌باشم!#yawn
    باور کن!

  4. منا می‌گوید:

    سلام نسیم حالتون خوبه؟
    این بار اولیه که به وبلاگتون سر میزنم.راستش من یه همکار دارم که تازگیها خیلی بهش نزدیک شدم اسمش رزیتا هست.بعد از یه مدت که از دوستیمون میگذشت بهم گفت ام اس داره.روحیه خیلی بالایی داره.اما من از اون موقع خودمو حسابی باختم چون خیلی دوستش دارم.وقتی با هم میریم بیرون خیلی حواسم بهش هست و فکر میکنم زیاد خوشش نمیاد.خدایی من بهش ترحم نمیکنم فقط اگه اتفاقی واسش بیفته داغون میشم.نسیم کمکم میکنی؟راستش میخوام بدونم دقیقا چه طوری باید باهاش رفتار کرد؟

  5. سانی می‌گوید:

    #applause #kiss #heart

  6. صادق می‌گوید:

    سلام
    ميدوني بي تربيتيه كه بگم من تو خواب به جاي حل مسئله چي مي بينم#blush
    ولي خب همينو بگم من معمولا مسائل حل نشدني را توي دستشويي حل ميكنم#thinking

  7. مرضيه می‌گوید:

    #hug

دیدگاه‌ها غیرفعال هستند.