پشتش سنگین بود و جادههای دنیا طولانی. میدانست که همیشه جز اندکی از بسیار را نخواهد رفت.
سنگپشت، ناراضی ونگران بود. پرندهای درآسمان پر زد، سبک؛ و سنگپشت رو به خدا کرد و گفت: این عدل نیست، این عدل نیست.
کاش پُشتم را این همه سنگین نمیکردی.
من هیچگاه نمیرسم. هیچگاه. و در لاک سنگی خود خزید،
به نیت نا امیدی.
خدا سنگپشت را از روی زمین بلند کرد. زمین را نشانش داد. کُرهای کوچک بود. و گفت: نگاه کن، ابتدا و انتها ندارد.
هیچ کس نمیرسد. چون رسیدنی در کار نیست. فقط رفتن است.
حتی اگراندکی. و هر بار که میروی، رسیدهای. و باور کن آنچه بر دوش توست، تنها لاکی سنگی نیست،
تو پارهای از هستی را بر دوش میکشی؛ پارهای از مرا.
خدا سنگپشت را بر زمین گذاشت. دیگر نه بارش چندان سنگین بود و نه راهها چندان دور.
سنگپشت به راه افتاد و گفت: رفتن، حتی اگر اندکی…
پیوست یک داستان دوستی عزیز فرستاده
پیوست دو یه پراید خریدم رنگ نک مدادی اما صاحبش بزرکمرد من است
فید وبلاگ:
Special.ir
-
نوشتههای تازه
بایگانیها
پیوندها
- آشنايي با يك معلول قطع نخاع
- آیدا …
- الهه ی مهر
- این مهمان ناخوانده
- ب مثل بهاران
- تلخ و شیرین
- دست نوشته های راما
- دیوونه
- روز + نامه (نگین حسینی)
- زندگی اهورایی من
- زیستن با معلولیت
- سلام ام اس
- سوته دلان
- مادر یک روشندل
- مرا آفرید آن که دوستم داشت
- مژی جون و شوشو
- نابودی ام اس
- همدم روح
- ویولت (من و ام اس)
- یک قدم به خوشبختی با پاهای خیالی
آخرین دیدگاهها
- alireza در دانشگاه و دل من
- باران در دانشگاه و دل من
- باران در تولد و بی آرزویی
- سوسن جعفری در تولد و بی آرزویی
- باران در من و احوال جسمی ام۲
اطلاعات
-

داستان زيبايی بود
پرابد نو مبارک#party
پراید نو مبارک واجب شد یک سفر بیایی باهاش اصفهان#hug #hug #hug
سلام سلام
مبارک عزیز جان
خوشحالم که خوشحالی
#heart
#kiss
درود بر تو نازنینم
داستان جالب و آموزنده ای بود#flower
خانمی شماره تلفنت را به من بده تا بهت زنگ بزنم#smile
اون قبلی رو هر چه میگیرم جواب نمیده!!!#thinking
فدات و منتظرم برایم المیل بزنی تا برات کلی حرف داارم و میگم#winking
به به مبارکه …
سلام #flower
تبريك با تاخير #party
مبارك باشه #kiss
داستاني كه گفتي خيلي باحال بود مخصوصاٌ براي ما ام اسي ها #rolling
موفق باشي
علمی شما چه نظری دارید؟ دکتر پائولو زامبونی جراح عروق ( و فعلا استاد دانشگاه فرارا در ایتالیا) بود که همسر 37 سالهاش به بیماری ام-اس مبتلا گردید. مشاهده نزدیک همسرش و علامات بیماری ام-اس باعث شد که دکتر زامبونی تحقیقات خود را روی این بیماری متمرکز کند.
تحقیقات دیگران روی بیماران مبتلا به ام-اس نشان داده بود که میزان آهن مغز بیماران مبتلا به ام-اس بدون ارتباط با سن بیمار، بیش از نرمال است ولی کسی موفق نشده بود که توضیح دهد چرا و چگونه آهن اضافی در مغز بیمار مبتلا به ام-اس ایجاد میشود. دکتر زامبونی به این فکر افتاد که شاید آهن اضافی نتیجه جمع شدن اضافی خون در مغز باشد.
با استفاده از داپلر التراسوند دکتر زامبونی رگهای گردن بیماران مبتلا به ام-اس را آزمایش کرد و به نتیجه جدیدی رسید که شیوه خلاقانهای برای درمان بیماری ام-اس باز نموده است. او متوجه شد که رگهای گردن تقریبا همه بیماران مبتلا به ام-اس دچار تنگی و یا انسداد عروق خونی هستند. پس از آن او عروق خونی گردن افراد سالم را بررسی نمود و دید که هیچکدام دچار انسداد و تنگی نیستند. پس از آن روی بیماران با بیماریهای نرولژیکی دیگر هم تحقیق کرد و باز هم دید که هیچکدام مثل بیماران مبتلا به ام-اس دچار تنگی عروق خونی نیستند. او همچنان متوجه شد که درجه تنگی عروق با شدت علائم بیماری نیز بطور مستقیم مرتبط است.
مهمتر از از این کشف دکتر زامبونی راه حل او برای درمان بیماری است. دکتر زامبونی استدلال کرد که اگر این درست باشد که تنگی عروق خونی گردن، خصوصا آن رگی که خون را از مغز به قلب انتقال میدهد، باعث رسوب زیادی آهن در مغز و در نتیجه بیماری ام-اس میشود، پس احتمالا روش آنژیوگرافی که برای باز کردن عروق بسته و یا تنگ شده قلبی استفاده میشود در این مورد هم باید موثر باشد. پس به همراه دکتر گالوتی این روش را روی 65 بیمار مبتلا به ام-اس اعمال نمودند و مشاهده کردند که علائم ام-اس در بیماران بطور محسوسی کاهش یافت. البته هرچه بیماری در مراحل ابتداییتر بود درمان بیماری موثرتر بود.
دکتر زامبونی میگوید که هر روز تعداد بیشتری از بیماران مبتلا به ام-اس تئوری او را میخوانند و خواهان درمان به شیوه ابداعی او هستند که او نمیتواند برای همه آنرا فراهم کند هرچند که تعدادی از جراحان امریکایی اکنون به روش دکتر زامبونی بیماران مبتلا به ام-اس را جراحی میکنند.
مابین خیلی از بیمارانی که در اثر جراحی به شیوه دکتر زامبونی درمان شدهاند، همسر او است. النا رامبونی بیناییاش را در اثر بیماری ام-اس از دست داده بود، به زحمت راه میرفت و تعادلش را حفظ میکرد. النا یکی از اولین بیمارانی بود که به شیوه همسرش جراحی شد و توسط جراحی یکی از عروق او را که به کل بسته شده بود، باز کردند. النا اکنون هیچگونه نشانی از بیماری ام-اس ندارد و دکتر زامبونی درمان موفق همسرش را بهترین پاداش تحقیقاتش میداند.
#heart