رفتن رسیدن است

پشتش‌ سنگین‌ بود و جاده‌های‌ دنیا طولانی. می‌دانست‌ که‌ همیشه‌ جز اندکی‌ از بسیار را نخواهد رفت.
سنگ‌پشت،‌ ناراضی ونگران بود. پرنده‌ای‌ درآسمان‌ پر زد، سبک؛ و سنگ‌پشت‌ رو به‌ خدا کرد و گفت: این‌ عدل‌ نیست، این‌ عدل‌ نیست.
کاش‌ پُشتم‌ را این‌ همه‌ سنگین‌ نمی‌کردی.
من‌ هیچ‌گاه‌ نمی‌رسم. هیچ‌گاه. و در لاک‌ سنگی‌ خود خزید،
به‌ نیت‌ نا امیدی.
خدا سنگ‌پشت‌ را از روی‌ زمین‌ بلند کرد. زمین‌ را نشانش‌ داد. کُره‌ای‌ کوچک‌ بود. و گفت: نگاه‌ کن، ابتدا و انتها ندارد.
هیچ کس‌ نمی‌رسد. چون‌ رسیدنی‌ در کار نیست. فقط‌ رفتن‌ است.
حتی‌ اگراندکی. و هر بار که‌ می‌روی، رسیده‌ای. و باور کن آنچه‌ بر دوش‌ توست، تنها لاکی‌ سنگی‌ نیست،
‌تو پاره‌ای‌ از هستی‌ را بر دوش‌ می‌کشی؛ پاره‌ای‌ از مرا.
خدا سنگ‌پشت‌ را بر زمین‌ گذاشت. دیگر نه‌ بارش‌ چندان‌ سنگین‌ بود و نه‌ راه‌ها چندان‌ دور.
سنگ‌پشت‌ به‌ راه‌ افتاد و گفت: رفتن، حتی‌ اگر اندکی…
پیوست یک داستان دوستی عزیز فرستاده
پیوست دو یه پراید خریدم رنگ نک مدادی اما صاحبش بزرکمرد من است

درباره nasim

با اسم ساختگی نسیم آمدم. اندوه سبب شد اینجا بیایم آخه بیماری ام اس دارم.بسیار از نظر جسمی کم توانم اما روح بزرگی دارم.
این نوشته در دسته‌بندی نشده ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

10 دیدگاه دربارهٔ «رفتن رسیدن است»

  1. سانی می‌گوید:

    داستان زيبايی بود
    پرابد نو مبارک#party

  2. بی بی باران می‌گوید:

    پراید نو مبارک واجب شد یک سفر بیایی باهاش اصفهان#hug #hug #hug

  3. مونس می‌گوید:

    سلام سلام
    مبارک عزیز جان
    خوشحالم که خوشحالی
    #heart
    #kiss

  4. شهلا می‌گوید:

    درود بر تو نازنینم
    داستان جالب و آموزنده ای بود#flower

  5. شهلا می‌گوید:

    خانمی شماره تلفنت را به من بده تا بهت زنگ بزنم#smile
    اون قبلی رو هر چه میگیرم جواب نمیده!!!#thinking
    فدات و منتظرم برایم المیل بزنی تا برات کلی حرف داارم و میگم#winking

  6. ماه مون می‌گوید:

    به به مبارکه …

  7. اميد می‌گوید:

    سلام #flower
    تبريك با تاخير #party
    مبارك باشه #kiss
    داستاني كه گفتي خيلي باحال بود مخصوصاٌ براي ما ام اسي ها #rolling

  8. YEK IRANI می‌گوید:

    علمی شما چه نظری دارید؟ دکتر پائولو زامبونی جراح عروق ( و فعلا استاد دانشگاه فرارا در ایتالیا) بود که همسر 37 ساله‌اش به بیماری ام-اس مبتلا گردید. مشاهده نزدیک همسرش و علامات بیماری ام-اس باعث شد که دکتر زامبونی تحقیقات خود را روی این بیماری متمرکز کند.
    تحقیقات دیگران روی بیماران مبتلا به ام-اس نشان داده بود که میزان آهن مغز بیماران مبتلا به ام-اس بدون ارتباط با سن بیمار، بیش از نرمال است ولی کسی موفق نشده بود که توضیح دهد چرا و چگونه آهن اضافی در مغز بیمار مبتلا به ام-اس ایجاد می‌شود. دکتر زامبونی به این فکر افتاد که شاید آهن اضافی نتیجه جمع شدن اضافی خون در مغز باشد.
    با استفاده از داپلر التراسوند دکتر زامبونی رگهای گردن بیماران مبتلا به ام-اس را آزمایش کرد و به نتیجه جدیدی رسید که شیوه خلاقانه‌ای برای درمان بیماری ام-اس باز نموده است. او متوجه شد که رگهای گردن تقریبا همه بیماران مبتلا به ام-اس دچار تنگی و یا انسداد عروق خونی هستند. پس از آن او عروق خونی گردن افراد سالم را بررسی نمود و دید که هیچکدام دچار انسداد و تنگی نیستند. پس از آن روی بیماران با بیماری‌های نرولژیکی دیگر هم تحقیق کرد و باز هم دید که هیچکدام مثل بیماران مبتلا به ام-اس دچار تنگی عروق خونی نیستند. او همچنان متوجه شد که درجه تنگی عروق با شدت علائم بیماری نیز بطور مستقیم مرتبط است.
    مهم‌تر از از این کشف دکتر زامبونی راه حل او برای درمان بیماری است. دکتر زامبونی استدلال کرد که اگر این درست باشد که تنگی عروق خونی گردن، خصوصا آن رگی که خون را از مغز به قلب انتقال می‌دهد، باعث رسوب زیادی آهن در مغز و در نتیجه بیماری ام-اس می‌شود، پس احتمالا روش آنژیوگرافی که برای باز کردن عروق بسته و یا تنگ شده قلبی استفاده می‌شود در این مورد هم باید موثر باشد. پس به همراه دکتر گالوتی این روش را روی 65 بیمار مبتلا به ام-اس اعمال نمودند و مشاهده کردند که علائم ام-اس در بیماران بطور محسوسی کاهش یافت. البته هرچه بیماری در مراحل ابتدایی‌تر بود درمان بیماری موثرتر بود.
    دکتر زامبونی می‌گوید که هر روز تعداد بیشتری از بیماران مبتلا به ام-اس تئوری او را می‌خوانند و خواهان درمان به شیوه ابداعی او هستند که او نمی‌تواند برای همه آنرا فراهم کند هرچند که تعدادی از جراحان امریکایی اکنون به روش دکتر زامبونی بیماران مبتلا به ام-اس را جراحی می‌کنند.
    مابین خیلی از بیمارانی که در اثر جراحی به شیوه دکتر زامبونی درمان شده‌اند، همسر او است. النا رامبونی بینایی‌اش را در اثر بیماری ام-اس از دست داده بود، به زحمت راه می‌رفت و تعادلش را حفظ می‌کرد. النا یکی از اولین بیمارانی بود که به شیوه همسرش جراحی شد و توسط جراحی یکی از عروق او را که به کل بسته شده بود، باز کردند. النا اکنون هیچگونه نشانی از بیماری ام-اس ندارد و دکتر زامبونی درمان موفق همسرش را بهترین پاداش تحقیقاتش می‌داند.

  9. مرضيه می‌گوید:

    #heart

دیدگاه‌ها غیرفعال هستند.