سفر زمستانی3و…

چند روزیست سرم خیلی شلوغه و به پست جدید نمیرسم .دیشب بعد از ماهها سینا زنگ زد و من گفتم ببخشید فیزیوتراپ دارم .ساعت ده دوباره زنگید و من گفتم همسر بانو رفته و تنهایید که ولو شدید توی کوچه خیابون خندید اما متوجه تیکه من شد .احوال پرسیدم گفت پسرش از زنش جدا شده گفتم همو نبود که موقع جدایی گفت نه جدایی خوب نیست حالا چرا خودش و او فهمید و بروی خودش نیاورد و هنوز باید منتظر اینده و اتفاقاتش باشد.اونقدر بدنم سفته که با فیزیو و دو تا تیزانیدین 4 میلی بازم سفت و دردناکم .چند روزه دنبال دادگاه و کلانتری و دزد پولم بودم که عقم گرفت از قانون و قضای بی قانون.
View image
View image
View image
View image
View image

درباره nasim

با اسم ساختگی نسیم آمدم. اندوه سبب شد اینجا بیایم آخه بیماری ام اس دارم.بسیار از نظر جسمی کم توانم اما روح بزرگی دارم.
این نوشته در دسته‌بندی نشده ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

4 دیدگاه دربارهٔ «سفر زمستانی3و…»

  1. ؟؟؟؟ می‌گوید:

    سلام
    وقتی یه نفربره تو دادگاه تازه میفهمه ….نمیدونم گذرت به دادگاه طلاق خورده؟؟اونجاکه دیگه …. امیدوارم پولات پیدا بشه.
    ((منو بگیر ازاین روزای دربه در ازاین ،روزا،ازاین شبا بی ثمر منوببر به خاطرات رفته اون روزایی که تو جا گذاشتی پشت سر))

  2. نکوئی می‌گوید:

    خواهرم ،عزيزم اينقدر هرس نخور همه چی رو بسپار به خدا ، توکل داشته باش این آیه ۸۰ سوره اسرا رو همش با خودت زمزمه کن:
    رب ادخلنی مدخل صدق و اخرجنی مخرج صدق واجعل لی من لدنک سلطانا نصیرا
    بگو پروردگارا مرا در هر کاری به طرز درست داخل نما و به طرز درست خارج ساز و از جانب خود تسلطی یاری بخش قرار ده
    صبور باش همه چی درست می شه #winking

  3. نکوئی می‌گوید:

    در ضمن نزار انرژي هاي مثبتی رو که از سفر به شیراز کسب کردی از دست بدی با یاد خاطرات اوون اوون سفردرصدد تقویت اوون انرژیها باش شاد باشد. #eyelash #flower #party

  4. راما می‌گوید:

    خيلي خوب جوابشو دادي نسيم جونم
    ايول
    عكس هات هم خيلي عالي گرفته شدن
    خوش به حالت اين موقع رفتي شيراز خيلي دلم ميخواست الان يه فرصتي پيش ميومد ميرفتم#heart

دیدگاه‌ها غیرفعال هستند.