در دفتر کارم نشسته بودم که تلفن روی میزم یه هو زنگ خورد
!الو؟…الو…؟ بفرمایید… جرا جواب نمیدین…؟
! …جواب نمی داد
! …فقط فوت می کرد
: …گفتم
،اگه زشتی یه فوت کن
! …اگه خوشگلی دو تا
!دو تا فوت کرد
: …گفتم
،اگه اهل قرار گذاشتن نیستی یه فوت کن
! …اگه هستی دو تا
!بازم دو تا فوت کرد
،فردا ناهار، ساعت دوازده، نایب وزرا
،اگه نه یه فوت
! …اگه آره دو فوت
! …بازم دو تا فوت کرد
!فردا صبح در پوست خودم نمی گنجیدم
!…همه فکر و ذکرم قرار ناهارم بود
،با اشتیاق دوش گرفتم
،بهترین ادوکلنم رو زدم
، …و شیک ترین لباسمو پوشیدم
: …از خونه که داشتم می رفتم بیرون
زنم صدام کرد
عزیزم ناهار می آی خونه؟
،نه عزیزم
!امروز ناهار یه جلسه مهم با هیئت مدیره داریم
زنم گفت
،اگه می خوای
گردنتو بشکنم یه فوت کن
!!!…اگه می خوای
پاتو قلم کنم، دوتا
فید وبلاگ:
Special.ir
-
نوشتههای تازه
بایگانیها
پیوندها
- آشنايي با يك معلول قطع نخاع
- آیدا …
- الهه ی مهر
- این مهمان ناخوانده
- ب مثل بهاران
- تلخ و شیرین
- دست نوشته های راما
- دیوونه
- روز + نامه (نگین حسینی)
- زندگی اهورایی من
- زیستن با معلولیت
- سلام ام اس
- سوته دلان
- مادر یک روشندل
- مرا آفرید آن که دوستم داشت
- مژی جون و شوشو
- نابودی ام اس
- همدم روح
- ویولت (من و ام اس)
- یک قدم به خوشبختی با پاهای خیالی
آخرین دیدگاهها
- alireza در دانشگاه و دل من
- باران در دانشگاه و دل من
- باران در تولد و بی آرزویی
- سوسن جعفری در تولد و بی آرزویی
- باران در من و احوال جسمی ام۲
اطلاعات
-

#heart
#grin
#rolling از دست تو!
نسیم جان، کنار ضریح حضرت رقیه و حضرت زینب کلی به یادت بودم عزیزم.#kiss
دلم گرفت پستهای قبلیت را خوندم. امیدوارم بهتر شده باشی.
خیلی دوستت دارم گلم.
#worried
:))
هی دختر خوبی يو؟
#applause #kiss
خیلی باحال بود نسیم جونم
نوشتن این ایمیل یعنی خوبی امروز؟
خيلی باحال بود #rolling