چند هفته پیش سینا زنگ زد و احوالم را پرسید و گفت تا حالا کسی را پیدا نکرده ای واسه زندگی؟پرسیدم چطور مگه؟گفت هیچی همینطوری.بعد پرسید کتاب چی میخوانی؟گفتم مدیریت مهندسی.گفت در مورد من که نتونستی مهندسی را مدیریت کنی.گفتم چند حالت دارد؟یا مهندسش مهندس نبود یا تفسیر عشق را به اشتباه فرض شده بود و یا من مشکل داشتم اما خوشحالم که به اینجا ختم شد.
فید وبلاگ:
Special.ir
-
نوشتههای تازه
بایگانیها
پیوندها
- آشنايي با يك معلول قطع نخاع
- آیدا …
- الهه ی مهر
- این مهمان ناخوانده
- ب مثل بهاران
- تلخ و شیرین
- دست نوشته های راما
- دیوونه
- روز + نامه (نگین حسینی)
- زندگی اهورایی من
- زیستن با معلولیت
- سلام ام اس
- سوته دلان
- مادر یک روشندل
- مرا آفرید آن که دوستم داشت
- مژی جون و شوشو
- نابودی ام اس
- همدم روح
- ویولت (من و ام اس)
- یک قدم به خوشبختی با پاهای خیالی
آخرین دیدگاهها
- alireza در دانشگاه و دل من
- باران در دانشگاه و دل من
- باران در تولد و بی آرزویی
- سوسن جعفری در تولد و بی آرزویی
- باران در من و احوال جسمی ام۲
اطلاعات
-

#thinking
سلام #smile
خوب گفتی!
سلام
دست خود نيست اما وقتی اين متن رو خوندم به نظرم رسيد اون ادم خيلی روش زياده . ببخشيد
من از اول در جريان اين آقا بودم . مردی که با وجود داشتن زن طالب رابطه جديد با يه خانوم ديکه ميشه من اسمش رو مرد نميذارم . بنظر منم خيلی روش زياده. ببخشيد
سلام نسیم خانم
ممنون از لطف شما
گول دکتر کویتی را نخوری هاااااااا
گول نزدم کسی را با مونتاژ عکسم
عکسم اصله و اگه پرسپکتیوش ایراد داره اشکال از دوربین موبایله
داستان مادر زیبا بود
با آرزوي سلامتي براي شما
همیشه بهاری و شاد باشید
#winking #grin
درود بر نسیم عزیز
من هم موافقم با پیشنهادت!
سلام لینک دادم با اجازه
سلام
زدي تو برجكش