توی شرکت با مدیران تحصیلکرده ای روبرو میشم که پشت همدیگه بد میگویند اما پیش هم که میرسند رفیق ششدانگند نمی فهمم چرا؟
تشخیص حق از باطل مشکل شده وگاهی محال نمی فهمم چرا؟
چرا توی سازمان بعضی دوست دارند خودشون را سرشلوغ و پرکارنشون بدند در حالیکه اینطور نیست
نمی فهمم چرا؟
چرا منشی ها ببخشید روسای دفاتر اینقدر ازار دهنده اند.نمی فهمم چرا؟
گاهی چیزی مد میشه و همه باید سربدست اوردنش خودمونو پاره کنیم مثل ایزو توی سازمانها/ال سی دی توی خونه ها/مسافرت ایام عید بین مردم و…مهم این است که بدستش بیاریم حتی به هر قیمتی.نمی فهمم چرا؟
…
فید وبلاگ:
Special.ir
-
نوشتههای تازه
بایگانیها
پیوندها
- آشنايي با يك معلول قطع نخاع
- آیدا …
- الهه ی مهر
- این مهمان ناخوانده
- ب مثل بهاران
- تلخ و شیرین
- دست نوشته های راما
- دیوونه
- روز + نامه (نگین حسینی)
- زندگی اهورایی من
- زیستن با معلولیت
- سلام ام اس
- سوته دلان
- مادر یک روشندل
- مرا آفرید آن که دوستم داشت
- مژی جون و شوشو
- نابودی ام اس
- همدم روح
- ویولت (من و ام اس)
- یک قدم به خوشبختی با پاهای خیالی
آخرین دیدگاهها
- alireza در دانشگاه و دل من
- باران در دانشگاه و دل من
- باران در تولد و بی آرزویی
- سوسن جعفری در تولد و بی آرزویی
- باران در من و احوال جسمی ام۲
اطلاعات
-

سلام
فرهنگ چاپلوسی و زیراب زنی و چشم و همچشمی و خیلی چیزای دیگه تو جامعه ی ما نهادینه شده. عالمی دیگر بباید ساخت وز نو آدمی
سلام خانومي#flower
فكرشو نكن اين موضوع چرا نداره قانون طبيعته#applause
باي#hand
سلام
ياد رادش تو اين سريال اخريه رامبد جوان افتادم زياد به اين چيزها فکر نکن که به هم ميريزی
بله نسيم جون اين قضایا هميشه و همه جا بوده و هست . منتها شدت وضعف داره و يه مواقعی که استاتداردهای اخلاقی توی يه جامعه ای تنزل پیدا ميکنه شدت این نخاله های روحی بشر ميزنه بالا و آدم رو اذيت ميکنه
عناصر يه محيط كار نرمالو شمردي #smug
و بسیار علامهها جستند و پوییدند و نیافتند نسیم جان!
بیخیال آبجی … تا بوده همین بوده!
اصل حال خودت چیطوره؟
ای بابا نسیم جون
کی کارشو درست انجام میده و سر جاشه؟
خودت خوبی دوست جونم؟