خواب و بازی

سرم خیلی شلوغه چند روز مرخصی گرفتم تا درس بخوانم اما همش مریض بودم تهوع /درد پا و کمر/خواب الودگی انگار بیماری خواب گرفتم کامپیوترم هم مثل من بیمار بود و درست کار نمیکرد اما بازیم با نیس و نفیو منظور خواهرزاده و برادرزاده هایم همچنان ادامه دارد چند روز پیش برادرزاده ها معلم و مدیر مدرسه شدند و عروسکها شاگرد .منم جای عروسکها حرف میزدم و اینطوری برادرزاده کلاس اولی ریاضی و دیکته تمرین کرد و برادرزاده کوچکتر نقاشی کشید و با مدرسه اشنا شد.چقدر عالم بچه ها زیباست.

درباره nasim

با اسم ساختگی نسیم آمدم. اندوه سبب شد اینجا بیایم آخه بیماری ام اس دارم.بسیار از نظر جسمی کم توانم اما روح بزرگی دارم.
این نوشته در دسته‌بندی نشده ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

5 دیدگاه دربارهٔ «خواب و بازی»

  1. راما می‌گوید:

    نسیم مهربونم
    با این همه کار و مشغله و بیماری چقدر عمه و خاله خوبی هستی واسه بچه ها
    کارت واقعا قابل تحسینه
    خوش به حالت مهربون
    ایشالله این بهتر بشی خانوم

  2. محمد درویش می‌گوید:

    اگه امکان نگاه از دریچه کودکان به دنیا نبود؛ بی شک دنیا با جهنم فرقی نداشت.
    درود …

  3. deniz می‌گوید:

    دنیای کودکان دنیای دیگری است گاهی برای آروم گرفتن و ……لازمه با دنیای پاک آنها آمیخت#flower

  4. لات اينترنتی می‌گوید:

    #smile #smile #smile

  5. ديوونه می‌گوید:

    خيلی خيلی عالی بود.ممنون

دیدگاه‌ها غیرفعال هستند.