دیروز من با خواهرزاده و برادرزاده ام که هردو دخترند بازی میکردم .ناگهان صدای دعوای پدر و مادرم بلند شد و من برای تغییر فضا به خواهرزاده دوازده ساله گفتم پول وردار بده بابا بستنی بخره برادر زاده سه ساله گفت من میدم د ر اتاق باز شد و او رفت سمت بابا .در همین حال که بابا پولو میگرفت داشت به مامان میگفت به تو مربوط نیست وقتی دختر کوچولو برگشت بهش گفتم دادی؟ گفت اره اما گفت به تو مربوط نیست.گفتم نه منظورش تو نبودی اما بستنی میخرد .او اصلا معنای کلام بابا را نمیفهمید اما حالت چهره به اوخیلی چیزا را میفهماند.
نتیجه گیری اخلاقی هیچوقت عمه وسط دعوا به بچه پول بستنی ندهد که بعدا به تو مربوط نیست را میخرم معنا کند.
فید وبلاگ:
Special.ir
-
نوشتههای تازه
بایگانیها
پیوندها
- آشنايي با يك معلول قطع نخاع
- آیدا …
- الهه ی مهر
- این مهمان ناخوانده
- ب مثل بهاران
- تلخ و شیرین
- دست نوشته های راما
- دیوونه
- روز + نامه (نگین حسینی)
- زندگی اهورایی من
- زیستن با معلولیت
- سلام ام اس
- سوته دلان
- مادر یک روشندل
- مرا آفرید آن که دوستم داشت
- مژی جون و شوشو
- نابودی ام اس
- همدم روح
- ویولت (من و ام اس)
- یک قدم به خوشبختی با پاهای خیالی
آخرین دیدگاهها
- alireza در دانشگاه و دل من
- باران در دانشگاه و دل من
- باران در تولد و بی آرزویی
- سوسن جعفری در تولد و بی آرزویی
- باران در من و احوال جسمی ام۲
اطلاعات
-

#thinking #thinking
سلام#flower
#applause #rolling #applause
نتیجه اخلاقیت منو کشت#eyelash
#worried
تبریک #heart
روز مادر و زن
سلام نسيم#smile