درددلهای من

خیلی خسته ام .دیشب از ساعت 8 تا یازده مهمان دوستم در پارک بودم .دنیایی متفاوت با همدیگر داریم اما حرف هم را میفهمیم اما دیشب مهمان از تهران داشتند و دنیای ما یکی نبود.
امروز مهمانی اداری داشتم و ازم پرسید این خانم که میاد و میره کیه ؟گفتم منشیه گفت مالشو خوردی؟گفتم چی .گفت مثل طلبکاراست و من گفتم این شانس منه .
قول دادم اما قولم را با خود شکستم.
چقدر ناتوانی راه دررو کجاست؟

درباره nasim

با اسم ساختگی نسیم آمدم. اندوه سبب شد اینجا بیایم آخه بیماری ام اس دارم.بسیار از نظر جسمی کم توانم اما روح بزرگی دارم.
این نوشته در دسته‌بندی نشده ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

6 دیدگاه دربارهٔ «درددلهای من»

  1. اميد می‌گوید:

    سلام#flower
    خودتو اذيت نكن#thinking
    اما نميشه ميدونم #applause
    در مورد سواءلت بايد بگم
    هيچي نميتونم بگم #devil
    هميني كه برا ام اسيهاست
    خداروفراموش نكني#applause #applause #applause

  2. راما می‌گوید:

    نسیم جونم#heart

  3. سوسن جعفری می‌گوید:

    منشی‌ات حسودی‌ی تو را می‌کند عزیزم. به دل نگیر. دنیا ره از این دست آدم‌ها.
    می‌بوسمت#kiss

  4. تنها می‌گوید:

    ان شاءالله هرچه زودتر امام رضا شفاتون رو امضا می فرمايند.از خيلی وقت پيش که به وبلاگتون سر زدم خيلی فرق کرده.

  5. سعیده می‌گوید:

    منو جز دوستات حساب نمی کنی؟#cry #cry #cry #cry #cry #cry #cry #cry #cry #cry #cry #cry #cry #cry #cry #brokenheart #brokenheart #brokenheart #brokenheart #brokenheart #brokenheart
    راسی برای این مطلب هم خودتو ناراحت نکن
    #eyelash #eyelash #eyelash #eyelash #grin #grin #grin #grin زندگیه دیگه#smile

دیدگاه‌ها غیرفعال هستند.