ترم تابستانی گرفتم و سرم شلوغه.
چند روزیست که اینترنت قطعه و امروز تونستم اپ کنم .
چند روز پیش مهمان داشتیم که خواهرم با سردرد وحشتناک و گریه کنان امد و داد میزد که از زندگی خسته شدم سرم داره منفجر میشه و… همه متاتر شدند البته با استراحت و گذشت زمان ارام شد و فردا من به مادرم گفتم بهتره دوباره ازدواج کند
فید وبلاگ:
Special.ir
-
نوشتههای تازه
بایگانیها
پیوندها
- آشنايي با يك معلول قطع نخاع
- آیدا …
- الهه ی مهر
- این مهمان ناخوانده
- ب مثل بهاران
- تلخ و شیرین
- دست نوشته های راما
- دیوونه
- روز + نامه (نگین حسینی)
- زندگی اهورایی من
- زیستن با معلولیت
- سلام ام اس
- سوته دلان
- مادر یک روشندل
- مرا آفرید آن که دوستم داشت
- مژی جون و شوشو
- نابودی ام اس
- همدم روح
- ویولت (من و ام اس)
- یک قدم به خوشبختی با پاهای خیالی
آخرین دیدگاهها
- alireza در دانشگاه و دل من
- باران در دانشگاه و دل من
- باران در تولد و بی آرزویی
- سوسن جعفری در تولد و بی آرزویی
- باران در من و احوال جسمی ام۲
اطلاعات
-

توي تابستون سخت نيست برات ترم گرفتي نسيم جونم؟
بعدش هم بايد ببينين مشكل خواهرت سرمنشاء ش از كجاست؟
شايد واقعا مشكلي داره كه كسي نميتونه حل كنه
#smile
عاديه