فید وبلاگ:
Special.ir
-
نوشتههای تازه
بایگانیها
پیوندها
- آشنايي با يك معلول قطع نخاع
- آیدا …
- الهه ی مهر
- این مهمان ناخوانده
- ب مثل بهاران
- تلخ و شیرین
- دست نوشته های راما
- دیوونه
- روز + نامه (نگین حسینی)
- زندگی اهورایی من
- زیستن با معلولیت
- سلام ام اس
- سوته دلان
- مادر یک روشندل
- مرا آفرید آن که دوستم داشت
- مژی جون و شوشو
- نابودی ام اس
- همدم روح
- ویولت (من و ام اس)
- یک قدم به خوشبختی با پاهای خیالی
آخرین دیدگاهها
- alireza در دانشگاه و دل من
- باران در دانشگاه و دل من
- باران در تولد و بی آرزویی
- سوسن جعفری در تولد و بی آرزویی
- باران در من و احوال جسمی ام۲
اطلاعات
-
حرف زیاده اما وقت کم
این نوشته در دستهبندی نشده ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقهمندیها.

به درد من و شما که نمیخوره !
#flower
سلا نسیم جون ا اول تا اخر وبلاگت را خوندم ترا خدا غصه نخور ادمها تو حالت خستگی یا دوران جوونی عصبیند و حرف زیاد می زنند اگر می گن حق نداری و از ای حر ها به دل نگیر می دونم خیلی سخته اما خوب به هر حال اینم قسمتی از امتحان الهی برا تو بوده عزیز دلم اسم برادرت که فرار کرده مسعود نبوده یکی از دوستام یک چنین ادمی را می شناسه شاید هم نبوده عزیزم ترا خدا مراقب خودت باش منم یک بیماری کوچولویی دارم که وقتی عصبی می شم بیناییم خیلی کم می شه اما تازگیها فهمیدم باید بی خیال خیلی چیزها باشم چون سلامتی خیلی مهمه و اینکه وقتی چشمم خیلی درد می کنه و می رم دانشگاه و دستمال می گذارم روی چشمم اتفاقا خیلی ها خیلی مهربون می شوند حتی کسانی که اصلا نمی شناسم مثلا یک بار دم در می خواستم برم داخل راهرو 3 تا پسر صبر کردند تا اول من رد بشم یکی از دخترهای کلاسمون هم تقریبا نابیناست همه ما هم کلاسیاش از خدامونه که بهش کمک کنیم اما اون خیلی دختر مستقلی هست دوستت دارم ایشالا داروش زودی پیدا می شه روح نوید شاد مواظب خودت باش #kiss #flower #hug
اي بابا#winking