دو سه روزیست خانه ما جنگ داخلی دارد البته 70 درصد مقصر پدرم است و 30 درصد خواهرم .صحبت ازدواج او و معلم زبان و مخالفت پدرم است این وسط زن یارو که در حال طلاقه با شوهر سابق خواهرم اتش بیار معرکه اند و این وسط من و برادر کوچکه قربانی هستیم
فید وبلاگ:
Special.ir
-
نوشتههای تازه
بایگانیها
پیوندها
- آشنايي با يك معلول قطع نخاع
- آیدا …
- الهه ی مهر
- این مهمان ناخوانده
- ب مثل بهاران
- تلخ و شیرین
- دست نوشته های راما
- دیوونه
- روز + نامه (نگین حسینی)
- زندگی اهورایی من
- زیستن با معلولیت
- سلام ام اس
- سوته دلان
- مادر یک روشندل
- مرا آفرید آن که دوستم داشت
- مژی جون و شوشو
- نابودی ام اس
- همدم روح
- ویولت (من و ام اس)
- یک قدم به خوشبختی با پاهای خیالی
آخرین دیدگاهها
- alireza در دانشگاه و دل من
- باران در دانشگاه و دل من
- باران در تولد و بی آرزویی
- سوسن جعفری در تولد و بی آرزویی
- باران در من و احوال جسمی ام۲
اطلاعات
-

ای بابا …
اي بابا… خواهرت از چاه درنياد بيفتي تو چاله نسيم جونم
یه من کیستم مردونه نوشتم !
تو وبلاگمه بخون خواستی
شوهر سابق دیگه چه کاره اس این وسط؟
منم وقتی خواهرم میخواست ازدواج کنه از این مشکلات تو خونمون زیاد بود
آزاد شو از بند خویش ، زنجیر را باور نکن
…..اکنون زمان زندگیست ، تاخیر را باور نکن
حرف از هیاهوکم بزن ، از آشتی ها دم بزن
….. از دشمنی پرهیز کن ، شمشیر را باور نکن
خود را ضعیف وکم ندان ، تنها در این عالم ندان
تو شاهکارخالقی ، تحقیر را باور نکن
بر روی بوم زندگی هر چیز می خواهی بکش
زیبا و زشتش پای توست ، تقدیر را باور نکن
تصویر اگر زیبا نبود نقاش خوبی نیستی
از نو دوباره رسم کن ، تصویر را باور نکن
خالق تو را شاد آفرید ، آزاد آزاد آفرید
پرواز کن تا آرزو ، زنجیر را باور نکن