خیلی گرفتار بودم .مقاله مدیریت دانش در اومد و فرستادمش کنفرانس .اما بهترینش مطالعه زیادی بود که قبل از مقاله داشتم .اوضاع خونه از حالت کولاک در اومده اما همچنان ابریست .البته امیدی به افتابی بودن ندارم چون سالهاست که همینطوریه اما زیاد سرد و درهم نشود هم خداراشکر.
راستی از ورود به دهه چهل گفتم اما فکر نکنید پیرم اینو بگم که دکتر پوست سنم را بیست و شش و دکتر مغز و اعصاب بیست وچهار و دوستانم بیست و هشت میدانند و خودم حداکثر شانزدهو…
کسانی را دوربرم می بینم که علی رغم بسیار جوانی پیر و افسرده اند.
تصمیم دارم که اگر برادر یاری دهد و خدا بخواد برم بندر و دریا و عشق وحال .
پیوست : مامان بهم یه انگشتر هدیه داد و قراره خودم به خودم دستبند بدم.
فید وبلاگ:
Special.ir
-
نوشتههای تازه
بایگانیها
پیوندها
- آشنايي با يك معلول قطع نخاع
- آیدا …
- الهه ی مهر
- این مهمان ناخوانده
- ب مثل بهاران
- تلخ و شیرین
- دست نوشته های راما
- دیوونه
- روز + نامه (نگین حسینی)
- زندگی اهورایی من
- زیستن با معلولیت
- سلام ام اس
- سوته دلان
- مادر یک روشندل
- مرا آفرید آن که دوستم داشت
- مژی جون و شوشو
- نابودی ام اس
- همدم روح
- ویولت (من و ام اس)
- یک قدم به خوشبختی با پاهای خیالی
آخرین دیدگاهها
- alireza در دانشگاه و دل من
- باران در دانشگاه و دل من
- باران در تولد و بی آرزویی
- سوسن جعفری در تولد و بی آرزویی
- باران در من و احوال جسمی ام۲
اطلاعات
-

آدم باید دلش جوون باشه
من هم گاهی که یه قولی به خودم میدم و عمل می کنم واسه خودم کادو می خرم
ايول
من تا حالا واسه خودم كادو نخريدم #grin
ديدي هم راست ميگن سنت نميخوره بهت نسيم جونم
تو نسيم هيجده ساله خودموني#heart
آخخخخخخخخخ جونم سفر #party #applause
ووووی ولک ! دختر بندر میشی ؟! خوش بگذره.
قبل از اینکه بری یا اگر اومدی نظرتو درباره این پستم بنویس.#thinking
http://roshandel.special20.ir/archives/2010/09/006101.html
سلام#flower
تولدت مبارك#kiss (ايشالا درست گفته باشم)
سفر خوش بگذره#hand
#flower
وولک کجایی ؟ بندری ؟ #eyelash