دیروز مهمان داشتم بچه های ریاضی .کلی حرف شوخی وجدی رد وبدل شد از جمله کار و تحصیل و مرکز توجه هم پیشیمان بود.با چشمهای قهوه ای روشنش .اوایلرهفته هم از دوستم که دکترای پرستاری دارد دیدن کردم تازه از خارج اومده ورییس دانشگاه پرستاری مامایست و در سه هفته قبل تصادف کرده و دچار کمر درده.و اخر هفته کلاس مدیریریت پروژه و سمیننار هفت سیگمای ناب داشتم واستادی که از شریف فارغ تحصیل شده بود اما ارایه مطلبش در هر دو یکی بود
فید وبلاگ:
Special.ir
-
نوشتههای تازه
بایگانیها
پیوندها
- آشنايي با يك معلول قطع نخاع
- آیدا …
- الهه ی مهر
- این مهمان ناخوانده
- ب مثل بهاران
- تلخ و شیرین
- دست نوشته های راما
- دیوونه
- روز + نامه (نگین حسینی)
- زندگی اهورایی من
- زیستن با معلولیت
- سلام ام اس
- سوته دلان
- مادر یک روشندل
- مرا آفرید آن که دوستم داشت
- مژی جون و شوشو
- نابودی ام اس
- همدم روح
- ویولت (من و ام اس)
- یک قدم به خوشبختی با پاهای خیالی
آخرین دیدگاهها
- alireza در دانشگاه و دل من
- باران در دانشگاه و دل من
- باران در تولد و بی آرزویی
- سوسن جعفری در تولد و بی آرزویی
- باران در من و احوال جسمی ام۲
اطلاعات
-

#kiss
حالا که دوستت رييس دانشگاه پرستاريه نمی تونه يه دانشجو شهرستانی بهت معرفی کنه که نيمه وقت در خدمتت باشه تا مشکلاتت کمتر شه؟
دوست عزیز سلام
خسته نباشید؛ واقعا وبلاگ جالب و پر محتوايي دارين. خوشحال ميشم اگه با هم تبادل لينك كنيم. اگه خواستي ميتوني وبلاگ منو با نام : رايگان سرای نرم افزار (با آدرس : http://hiwa66.blogfa.com) لينك كنيد. سپس يه سری به وبلاگم بزن و تو قسمت نظرات نام و آدرس وبلاگتو بنويس تا منم شما رو به همون نام پيشنهادي خودتون لينك كنم.
پيشاپيش از همكاري شما دوست گرامي متشكريم.
خوش به حالت مهمونی باحالی بوده خانومی
از دوست رئیس دانشگاهت هم یه استفاده ای بکن خانومی#heart