متفرقه ای دیگر

دیروز مهمان داشتم بچه های ریاضی .کلی حرف شوخی وجدی رد وبدل شد از جمله کار و تحصیل و مرکز توجه هم پیشیمان بود.با چشمهای قهوه ای روشنش .اوایلرهفته هم از دوستم که دکترای پرستاری دارد دیدن کردم تازه از خارج اومده ورییس دانشگاه پرستاری مامایست و در سه هفته قبل تصادف کرده و دچار کمر درده.و اخر هفته کلاس مدیریریت پروژه و سمیننار هفت سیگمای ناب داشتم واستادی که از شریف فارغ تحصیل شده بود اما ارایه مطلبش در هر دو یکی بود

درباره nasim

با اسم ساختگی نسیم آمدم. اندوه سبب شد اینجا بیایم آخه بیماری ام اس دارم.بسیار از نظر جسمی کم توانم اما روح بزرگی دارم.
این نوشته در دسته‌بندی نشده ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

4 دیدگاه دربارهٔ «متفرقه ای دیگر»

  1. سانی می‌گوید:

    #kiss

  2. ويولت می‌گوید:

    حالا که دوستت رييس دانشگاه پرستاريه نمی تونه يه دانشجو شهرستانی بهت معرفی کنه که نيمه وقت در خدمتت باشه تا مشکلاتت کمتر شه؟

  3. هيوا می‌گوید:

    دوست عزیز سلام
    خسته نباشید؛ واقعا وبلاگ جالب و پر محتوايي دارين. خوشحال ميشم اگه با هم تبادل لينك كنيم. اگه خواستي ميتوني وبلاگ منو با نام : رايگان سرای نرم افزار (با آدرس : http://hiwa66.blogfa.com) لينك كنيد. سپس يه سری به وبلاگم بزن و تو قسمت نظرات نام و آدرس وبلاگتو بنويس تا منم شما رو به همون نام پيشنهادي خودتون لينك كنم.
    پيشاپيش از همكاري شما دوست گرامي متشكريم.

  4. راما می‌گوید:

    خوش به حالت مهمونی باحالی بوده خانومی
    از دوست رئیس دانشگاهت هم یه استفاده ای بکن خانومی#heart

دیدگاه‌ها غیرفعال هستند.