خوابم میاد

چه خوب میشد میخوابیدم مثل اصحاب کهف اما بی درد.بازم شکر .

دیشب با سوسن حرف زدم درد داشت خیلی دعاش کنید تا زودزود خوب شود.

پیشی مان که مامان باهاش لج شده بود بعد از یکماه که بابا سه چهار تا خیابان اونطرفتر رها کرده برگشت.

درباره nasim

با اسم ساختگی نسیم آمدم. اندوه سبب شد اینجا بیایم آخه بیماری ام اس دارم.بسیار از نظر جسمی کم توانم اما روح بزرگی دارم.
این نوشته در دسته‌بندی نشده ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

2 دیدگاه دربارهٔ «خوابم میاد»

  1. حمزه می‌گوید:

    نسیم مهربان سلام
    شادی و خوبیت رو دوست داریم.. با لطف خدا..

    آخر همه چیز خوبه.. اگه خوب نشد بدون هنوز به آخرش نرسیدی..(چارلی چاپین)
    خیلی از انسانهای بزرگ اینو میگن..

    انشالله حال سوسن خانم هم خیلی زود خوب شه.. و خودت.. و همه..

    فکر کنم پیشی تون پیش شما بهش خوش گذشته.. یاد این شعر افتادم..
    آفاق را گردیده ام ، مهر ِ بتان ورزیده ام ، بسیار خوبان دیده ام ، اما تو چیز ِ دیگری..

    آفاق را گردیده ام ، مهر بتان ورزیده ام ، بسیار جاهای خوب دیده ام ، اما اینجا و این خانه ، جای دیگریست..(پیشی)

    مراقب خودت و خواهر خوب و نازنین ما باش..
    به مهربونی خدا میسپارمت

      

    [پاسخ]

  2. هدایت می‌گوید:

    با آرزو و دعای سلامتی برای هر دو شما و خودم و بقیه! 🙂 آره این گربه‌ها به این راحتی ول نمیشند که! تازه باید تو گونی بگذارین ببرین یه جای دور اگه می‌خواین پیدا نکنه. اون نزدیکی‌ها رو که بلده خودش! ؛)

      

    [پاسخ]

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.