شنبه و یکشنبه بیست و پنج و شش شهریور کار اداریم با کمک برادرم بخوبی انجام شد منشی دکتر سنتی فراموش کرده بود بهم خبر لغو وقت دکتر را بدهد و مرا با هزینه اضافه بلیط کشانده بود تهران.اما کار اداری و دیدار دوستم انجام شد و از دوشنبه اسهال و استفراغ و تب و برگشت بیماری و درد شدید پاها و کمر.رفتن به نیمه بیهوشی و آمدن اورژانس و وصل سرم و آنتی بیوتیک قوی وریدی و توهم و گیجی و منگی و بی قوه شدنم و بهتر شدن نسبی دو روزه.خدا رحم کند بر ما
فید وبلاگ:
Special.ir
-
نوشتههای تازه
بایگانیها
پیوندها
- آشنايي با يك معلول قطع نخاع
- آیدا …
- الهه ی مهر
- این مهمان ناخوانده
- ب مثل بهاران
- تلخ و شیرین
- دست نوشته های راما
- دیوونه
- روز + نامه (نگین حسینی)
- زندگی اهورایی من
- زیستن با معلولیت
- سلام ام اس
- سوته دلان
- مادر یک روشندل
- مرا آفرید آن که دوستم داشت
- مژی جون و شوشو
- نابودی ام اس
- همدم روح
- ویولت (من و ام اس)
- یک قدم به خوشبختی با پاهای خیالی
آخرین دیدگاهها
- alireza در دانشگاه و دل من
- باران در دانشگاه و دل من
- باران در تولد و بی آرزویی
- سوسن جعفری در تولد و بی آرزویی
- باران در من و احوال جسمی ام۲
اطلاعات
-

مراقب خودت باش نسیم جونم
سانی
[پاسخ]