برادرم در محل کارش تا حدی با سختی و شدت کار آشنا شده و گله داشت رییس روز اول دعواش کرده اما روز های بعد باهاش گپ زده است و من گفتم روز اول کارم رییس اشک منو درآورد این از روشهای روساست تا گربه را دم حجله بکشند.
دیروز راننده آژانس با تعجب از من پرسید شما اینجا کارمندید؟
بهش گفتم آره چطور مگه؟
گفت آخه اینجا شرکت فنی مهندسیه و شما با این وضعیت چطور کار میکنید؟
گفتم مگه کار فقط دست و پاییه؟
و او نگفت نه ولی…
بعد از ظهر به کاردرمانم گفتم دیگه هیچکس حتی راننده آژانس قبولمون نداره.

مهم خودتی نسیم عزیزم.
سانی
[پاسخ]
مهم نیست، واقعیت اینه که از عهده بر میایید پس فکر بقیه مهم نیست.
نیکی
[پاسخ]
حالا باورم شد که عقل مردم به چشمشونه..
موفق باشی خانومی..
جوهر
[پاسخ]