دانه های انار

نمیدانم چرا یکهو و ناگهانی یاد دانه انار افتادم شاید نظم و زیبایی و چیدمان اونها که جاش توی زندگی غالب ما خالیه مرا به این فکر انداخت شاید دلم هوای انار خوردن کرده و شاید…

دستام خیلی کم حسند و کم فعال و دکتر لازم اما دغدغه الکی تمام نمیشه.

امروز عروسی پسردایی و برادرزن برادرمه هنوز سرکارم حمام لباس و بند و بساط .موهام کوتاهه شاید پوستیژ گذاشتم ولی با بلوز شلوار که موی کوتاه بهتره ولش کنید اینقدرها مهم نیست.

تیزانیدین خوردم در خواب و بیداری دارم تایپ میکنم.

 

 

 

درباره nasim

با اسم ساختگی نسیم آمدم. اندوه سبب شد اینجا بیایم آخه بیماری ام اس دارم.بسیار از نظر جسمی کم توانم اما روح بزرگی دارم.
این نوشته در دسته‌بندی نشده ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

2 دیدگاه دربارهٔ «دانه های انار»

  1. حمزه می‌گوید:

    نسیم مهربان سلام
    شب و روزت به خیر و شادی

    انشالله که حال پدر مهربانت خوب باشه ، و با محبت خدا دوباره سلامتیش رو بدست بیاره

    انشالله خوشبخت بشن ، انشالله خودت و همه..

    تنها خدا میداند بهترین در زندگیت چگونه معنا می شود ، آن بهترین را برایت آرزو میکنم..

      

    [پاسخ]

  2. نیکی می‌گوید:

    امیدوارم خوشحال باشی همیشه جشن و سرور باشه و پدرتان هم خوب بشن

      

    [پاسخ]

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.