24 مهر سالگرد تمام شدن نه سالگی وبلاگم بود که توان نداشتم برای گرامیداشتش پستی بگذارم.چه زود گذشت انگار همین دیروز بود که من در اوج رویدادهای خوب زندگیم بخاطر عاشق شدن جریمه شدم و تاوان سنگینی پرداختم.اول توی پرشین بلاگ مینوشتم بعد توی بلاگ اسپات و بعد نوید خدابیامرز امد و اسپیشیال و تا حالا.خوشحالم وبلاگنویسی را شروع کردم با دوستان زیادی آشنا شدم دوستانی که دیگر مجازی نیستند و حضورا خدمتشان بودم و درسهای زیادی از آنها آموختم و دوستانی که ندیدمشان شاید اسمشان هم اینی نباشد که در این فضا مینویسند اما مجازی نیستند قلبی هستند با هر اسم و عنوانی امواج محبتشان دا درک میکنم و از دوستیشان بر خود میبالم.وبلاگنویسی پنجره ای تازه برای شناخت بهتر دنیا به رویم گشود.با شادیهای دوستان شاد شدم غمهایشان آزارم داد و تجاربشان بزرگم کرد.گرچه اینروزها نوشتن برایم سخت شده و تنها از یک انگشت آن هم نصفه و نیمه واسه نوشتن استفاده میکنم اما هنوز این وبلاگ و این فضا را دوست دارم و قصد ادامه دادن دارم تا خدا چی بخواد و فردا چی پیش بیاد.
فید وبلاگ:
Special.ir
-
نوشتههای تازه
بایگانیها
پیوندها
- آشنايي با يك معلول قطع نخاع
- آیدا …
- الهه ی مهر
- این مهمان ناخوانده
- ب مثل بهاران
- تلخ و شیرین
- دست نوشته های راما
- دیوونه
- روز + نامه (نگین حسینی)
- زندگی اهورایی من
- زیستن با معلولیت
- سلام ام اس
- سوته دلان
- مادر یک روشندل
- مرا آفرید آن که دوستم داشت
- مژی جون و شوشو
- نابودی ام اس
- همدم روح
- ویولت (من و ام اس)
- یک قدم به خوشبختی با پاهای خیالی
آخرین دیدگاهها
- alireza در دانشگاه و دل من
- باران در دانشگاه و دل من
- باران در تولد و بی آرزویی
- سوسن جعفری در تولد و بی آرزویی
- باران در من و احوال جسمی ام۲
اطلاعات
-

نسیم مهربان سلام
شب و روزت به خیر و شادی..
.
بنی آدم اعضای یکدیگرند
که در آفرینش ز یک گوهرند
چو عضوی به درد آورد روزگار
دگر عضوها را نماند قرار..
.
تو بگشا گوش دل ، پروردگارت با تو میگوید
ترا در بیکران دنیای تنهایان
رهایت من نخواهم کرد..(سهراب شپهری)
.
آرزو دارم بهاران مال تو
شاخه هـای یاس خندان مال تو..
ساده بودن هـای باران مال تو..
آن خداوندی که دنیا را آفرید
تا ابد همراه و پشتیبان تو..
حمزه
[پاسخ]
منم زیبا
که زیبا بنده ام را دوست میدارم..
تو بگشا گوش دل پروردگارت با تو میگوید
ترا در بیکران دنیای تنهـــایــــــان
رهایت من نخواهم کرد..
رها کن غیر من را ،
آشتی کن با خدای خود..
تو غیر از من چه میجویی؟
تو با هر کس به غیر از من چه میگویی؟
تو راه بندگی طی کن عزیز من ،
خدایی خوب میدانم..
تو دعوت کن مرا با خود ، به اشکی ،
یا خدایی میهمانم کن
که من چشمان اشک آلوده ات را دوست میدارم..
طلب کن خالق خود را، بجو ما را تو خواهی یافت
که عاشق میشوی بر ما
و عاشق میشوم بر تو..
که وصل عاشق و معشوق هم ،
آهسته میگویم – خدایی عالمی دارد..
تویی زیباتر از خورشید زیبایم ، تویی والاترین مهمان دنیایم
که دنیا بی تو چیزی چون تورا کم داشت..
وقتی تو را من آفریدم بر خودم احسنت میگفتم
مگر آیا کسی هم با خدایش قهر میگردد؟
هزاران توبه ات را گرچه بشکستی ؛
ببینم من تورا از درگهم راندم؟
که میترساندت از من؟
رها کن آن خدای دور..!
آن نامهربان معبود ،
آن مخلوق خود را..
این منم پروردگار مهربانت ، خالقت
اینک صدایم کن ، مرا با قطره ی اشکی..
به پیش آور دو دست خالی خود را
با زبان بسته ات کاری ندارم..
لیک غوغای دل بشکسته ات را من شنیدم..
غریب این زمین خاکی ام
آیا عزیزم حاجتی داری؟
بگو جز من کس دیگر نمیفهمد ، به نجوایی صدایم کن
بدان آغوش من باز است..
قسم بر عاشقان پاک با ایمان
قسم بر اسبهای خسته در میدان
تو را در بهترین اوقات آوردم..
قسم بر عصر روشن ، تکیه کن بر من
قسم بر روز، هنگامی که عالم را بگیرد نور..
قسم بر اختران روشن اما دور ،
رهایت من نخواهم کرد..
برای درک آغوشم ، شروع کن ،
یک قدم با تو
تمام گامهای مانده اش با من..
تو بگشا گوش دل – پروردگارت با تو میگوید
ترا در بیکران دنیای تنهـــایــــــان
رهایت من نخواهم کرد..(سهراب سپهری)
حمزه
[پاسخ]
من پیچک ناتوانی هستم
از خـود ریشـــه ای نـدارم..
نمی توانـم برویــم و بشکفــــم
مگر با تکیه بر درختی که مرا در آغوش گیرد..
ای خدای من ، چنین است حال من با تو
بر درخت هستی لایزالت پیچیده ام..
از این رو تا هنگامی که به دور تو حلقه زده ام
مرا جای بیم و هراس نیست..(رابرت هریک)
.
آسمان زیباست ، آسمان بسیار زیباست
اما بسـی زیبـاتـر اسـت..
آن کس که این زیباترین سایبان آبی را آفرید..(رابرت هریک)
حمزه
[پاسخ]
سلام
سالروز نه سالگی وبلاگ برات خجسته باشه.
آذرین
[پاسخ]
امیدوارم که سالهای سال برای ما به خوبی بنویسین.
آذرین
[پاسخ]
تبریک میگم نسیم جان
مانا باشی…
آیدا
[پاسخ]
سلام بعد از مدتها!
امیدوارم خوش و خرم و صبور باشید ….
هدایت
[پاسخ]
و وبلاگتون پابرجا باشه 🙂
هدایت
[پاسخ]