تصمیم گیری

نمیتوانم تصمیم بگیرم در هیچ مورد و هیچ جا.مغزم قفل کرده تصمیم گیری در مورد بازتوانی در مرکزی خارج از کشور برای چند ماه با هزینه های بالا،تصمیم گیری برای چگونه رفتن از اداره،(بازنشستگی که نامه اش هنوز نیامده یا از کارافتادگی)،تصمیم گیری برای پرستار ثابت که البته یافت نمی شودو جابجایی به خانه ای نزدیک خانواده .تصمیم گیری برای فروختن همه چیز وکوبیدن خانه پدری وساخت چند واحد واسه خواهر وبرادرا و خودم و مامان وبابا با کمک موجودی فروخته شده،وام و کمک نقدی سایر بچه ها،تصمیم گیری برای چگونه بهتر شدن،تصمیم گیری برای چگونه به آرامش رسیدن،کاش یک نفر به جای من فکر می کرد،تصمیم می گرفت و عمل می کرد.این هارا خودم ننوشتم دوستی برایم نوشت.

درباره nasim

با اسم ساختگی نسیم آمدم. اندوه سبب شد اینجا بیایم آخه بیماری ام اس دارم.بسیار از نظر جسمی کم توانم اما روح بزرگی دارم.
این نوشته در دسته‌بندی نشده ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.