روز جمعه گذشته تولد پیامبر عزیز اسلام بود. حال من در آن روز شبیه وقتی بود که در مدینه مرقد مطهر پیامبر را زیارت می کردم . یادم می آید در آن سالها و آنجا بر مظلومیت ایشان در میان مسلمانان و قوم عرب گریستم. عجیب اینکه روز تولد ایشان همین حس بهم دست داد . انگار در میان شیعیان یا سنی ها مظلومیت ایشان فرقی ندارد. تنهایی مرام بزرگان ما شده است. همه فقط ادعای پیروی و تبعیت داریم، اما در عمل پایمان می لنگد.
فید وبلاگ:
Special.ir
-
نوشتههای تازه
بایگانیها
پیوندها
- آشنايي با يك معلول قطع نخاع
- آیدا …
- الهه ی مهر
- این مهمان ناخوانده
- ب مثل بهاران
- تلخ و شیرین
- دست نوشته های راما
- دیوونه
- روز + نامه (نگین حسینی)
- زندگی اهورایی من
- زیستن با معلولیت
- سلام ام اس
- سوته دلان
- مادر یک روشندل
- مرا آفرید آن که دوستم داشت
- مژی جون و شوشو
- نابودی ام اس
- همدم روح
- ویولت (من و ام اس)
- یک قدم به خوشبختی با پاهای خیالی
آخرین دیدگاهها
- alireza در دانشگاه و دل من
- باران در دانشگاه و دل من
- باران در تولد و بی آرزویی
- سوسن جعفری در تولد و بی آرزویی
- باران در من و احوال جسمی ام۲
اطلاعات
-

سلام.
میشه ای دی یاهو یا جیمیل بدین صحبت کنیم ؟ یه پیشنهادی برای بیماری شما داشتم.
ممنونم
امیر
[پاسخ]
سلام
دوست عزیز از کجا میدانی که پیامبر مظلوم بود
شما که اون موقع نبودی
بهتره واقع بین باشیم بهتره دیگه بیخیال این مظلومیت باشیم
بهتره عالی زندگی بگنیم همراه شادی
شادی،نمادی از زیستن آگاهانه است و نمایشی از سپاسگزاری در برابریزدان پاک،ما وارث این تفکریم،شاد باش و شاد زندگی کن،که شادی امتداد خداست
چند نفر
[پاسخ]