فلسفه زندگی

به فیزیوتراپم میگم کار من توی دنیا تموم شده باید به خدا بگویم که از من بنده دیگه هیچ ثوابی برنمی اید بهتره بدون آزار همدیگر جمع کنیم و برویم. جواب میده فکر آدمهاست که مهمه نه جسمشان میگه اصل روح است نه جسم. میگویم خوب اگر در سالها قبل که روزهای جوانی را طی میکردید و قرار بود خواستگاری بروید، چند درصد احتمال داشت یک بیمار را بعنوان همسر انتخاب کنید؟ میگوید: واقعیت با حقیقت متفاوت است و ما در دنیای واقعی زندگی میکنیم و من میگویم بیمار چی دنیایش حقیقی است یا واقعی؟ میخندد و میگوید سوالهای سخت می پرسی!!!

درباره nasim

با اسم ساختگی نسیم آمدم. اندوه سبب شد اینجا بیایم آخه بیماری ام اس دارم.بسیار از نظر جسمی کم توانم اما روح بزرگی دارم.
این نوشته در دسته‌بندی نشده ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

یک دیدگاه دربارهٔ «فلسفه زندگی»

  1. سکوت می‌گوید:

    وقتی دختر باشی… ام اس داشته باشی… در مقابل همه چی ناچار به سکوتی… مثل بغض چند ساله ی من

      

    [پاسخ]

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.