خیلی دلم می خواست 3

خیلی دلم می خواست سفر بروم . نه جاهای تاریخی مثل موزه ها.جاهایی بکر و تمیز و طبیعی و شگفت انگیز از طبیعت دریا، زمین و آسمان با دوستانی همدل.

درباره nasim

با اسم ساختگی نسیم آمدم. اندوه سبب شد اینجا بیایم آخه بیماری ام اس دارم.بسیار از نظر جسمی کم توانم اما روح بزرگی دارم.
این نوشته در دسته‌بندی نشده ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

یک دیدگاه دربارهٔ «خیلی دلم می خواست 3»

  1. حمزه می‌گوید:

    ان شاء الله به خیر و شادی شرایطش برات محیا بشه و….
    یاد این جمله پائین هم افتادم!

    بهترین و زیباترین چیزهای دنیا را نه می توان دید ،
    و نه می توان لمس کرد ،
    بلکه باید در دل احساس کرد.(هلن کلر)

    و…

    گذشتن از سختی های پیش رو ،
    چندان سخت تر از آنچه پشت سر گذاشته ایم نخواهد بود.(ارد بزرگ)

    خدا یار و نگهدارت

      

    [پاسخ]

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.