خودم را نمی شناسم

چند سالیست که خودم را گم کرده ام دیگر آن دختر فعال و پر نشاط سابق نیستم. فکر نکنید دلیلش ام اس است البته مهمترینش همین بیماری لعنتیه. اما دیگر کسی مرا نمی بیند به کارهای موثرم در شرکت و دانشگاه و مدرسه نگاه نمی کند اصلا فراموش شده ام درخانه هم  اوضاع همینه  خانواده  بدون من سفر میروند مهمانی میدهند خواستگاری و عروسی میروند نسبت به خرده مالم تصمیم می گیرند حتی راننده اسنپ از پرستار بدون سوادم آدرس می پرسد. پس روزبروز راه خانه دورتر می شود.

درباره nasim

با اسم ساختگی نسیم آمدم. اندوه سبب شد اینجا بیایم آخه بیماری ام اس دارم.بسیار از نظر جسمی کم توانم اما روح بزرگی دارم.
این نوشته در دسته‌بندی نشده ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.