وقتی دلیل بودنم را نمی دانم

من زندگی را دوست دارم. به خانواده، دوستان، همکلاسی ها و همکارانم عشق می ورزم. طی سی سال بیماری ام اس هم لیسانس گرفتم هم فوق لیسانس. کار پیدا کردم با پا،با دست به دیوار و نرده و کمک همکار، خودم را موظف به کار و تحصیل دیدم. بعدها با واکر، ویلچر، حتی در شدیدترین وخامت حال، پا پس نکشیدم. اما حالا چرا اینقدر خسته، غمگین و خود را بیهوده می بینم.؟

درباره nasim

با اسم ساختگی نسیم آمدم. اندوه سبب شد اینجا بیایم آخه بیماری ام اس دارم.بسیار از نظر جسمی کم توانم اما روح بزرگی دارم.
این نوشته در دسته‌بندی نشده ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.