قسمت اول

امروز انچنان کلافه ام که با کلی کار تصمیم گرفتم بنویسم میدونید علت کلافگیم چیه؟در اوج اینهمه کار همکاری دارم که مهندس کامپیوتره یه برنامه قبلا نوشته شده را بهش دادم و گفتم این دیتاهای جدید توش بذار و نتایج جدید را پرینت کن و بهم تحویل بده که این بنده خدا پس از سه بار باز هم فرم غلط تحویل داده و حالا هم رفته تشییع جنازه پدرزن برادرشوهر خواهرش اونم واسه سه ساعت از مرده شوری تا دفن حالا میخواد مرخصی ساعتی اداریش را من امضا کنم گفتم مگه شما واسه کار شخصی نمیرید که گفت چرا اما مرخصی ساعتی شخصیم تموم شده گفتم من امضا نمیکنم برو پیش معاون حالا به کی بگم ایهاالناس اون المانیای بی دین شرف دارن به مای دیندار مرده ها ول کنید به زنده ها بچسبید زمان درگذر است و با هر گام عوضی از چرخه انسانیت عقبتر می افتیم .بگذریم برم سراغ سفر
پنج شنبه 8.5 بعد از ظهر عازم تهران شدم 10 از ترمینال داخلی رفتم خارجی وسراغ خانم علوی را گرفتم که تو پرواز سال گذشته خارجی کمکم کرده بود گفتند جابجا شده به کارگر مردی که ویلچرم میراند گفتم خدمات ویزه تسهیلاتی واسه ویلچری ها دارن که گفت بریم بپرسیم رفتم دفتر مدیریت اونجا رییس و چند تا اقا داشتن نرگس میدیدن و سریع گفتن برو نماز خونه اومدم بیرون و بطرف اونجا تو سالن هم مردم دور تلویزیونها واسه نرگس جمع شده بودن به خانمای مسئول قفل و بند گفتم من میخوام تا پنج صبح اینجا باشم با اوکی اونا از ویلچر پیاده وخوابی شیرین داشتم البته قبلش از بیماریم پرسیدن واسم از مشکلاتشون گفتن و…ساعت پنج هم منو گذاشتن جلو اطلاعات و پیوستن همکارام رفتند .با همکارام واسه گرفتن کارت پرواز عازم شدیم به مسئول تحویل ساکا و زدن تگ چمدونا گفتم من ویلچریم راه نمیتونم برم صندلیمو درست بدید اما پس از ورود به هواپیما دیدم جایی داده که نزدیک درب ورودی نیست و با کلی مشکلات خدمه بردنم سر جام البته به سر مهماندار گفتم اینجا بشیم هم خالیه و هم نزدیک که گفت پره که البته نبود اما انگار عادت داریم به سخت گرفتن الکی امیدوارم بتونم زود بقیش را بگم

درباره nasim

با اسم ساختگی نسیم آمدم. اندوه سبب شد اینجا بیایم آخه بیماری ام اس دارم.بسیار از نظر جسمی کم توانم اما روح بزرگی دارم.
این نوشته در دسته‌بندی نشده ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

15 دیدگاه دربارهٔ «قسمت اول»

  1. اناهيتا می‌گوید:

    خداييش اين كه رفته بود تشييع جنازش تاحالا ديده بودش؟

  2. سانی می‌گوید:

    #flower #flower

  3. نازمهر می‌گوید:

    نسيم جون ظاهرا به سلامتی رفتی سفر خارج.
    از وقتی ادرست رو عوض کردی من دچار مشکل شدم. چون به همه اسپشالی ها توی اسپشال سر می زنم ولی تو اونجا ادرست ايراد داره#sad
    به خاطر همينه که اين مدت ازت بی خبر بودم.

  4. شهــــلا می‌گوید:

    خوبه پس به تو در فرودگاه ایران حال دادند و تونستی خوابی راحت بکنی پیش از پرواز#winking
    از همین پرواز ساعت ۵ صبح ایران ایر شاکیم#sick

  5. آوزا می‌گوید:

    خوشحالم خوش گذشته#heart

  6. *مرغ---دريايی* می‌گوید:

    سلام نسيم عزيز
    امان از دست ما آدما….
    اين مسئولين فرودگاه هم که ديگه شورش رو در اوردن#sick
    من جای شما بودم روی همون صندلی نزديک در مينشستم#grin تا ديگه اونا هواسشون باشه و حرفم رو گوش بدن#tongue
    #kiss

  7. ياسمن بانو می‌گوید:

    #kiss خوش اومدی خانومی

  8. رونيکا می‌گوید:

    شکلک ها رو داری نسيم؟#eyelash
    خيلی جيگر شدن#surprise #grin
    مرسی بابت تبريک#kiss
    من عاشق هواپيمام#blush
    هميشه هم با هواپيما ميريم اين ور اونور
    ولی بهم مزه نميده
    من هواپيما تنها تنها می خوام#laugh
    با ايران اير رفتيد؟
    خوب شد با ماهان نرفتيد آخه ماهان ميوفتاد فرودگاه امام خميني#sick
    حالا از پرواز كه راضي بوديد؟
    آب به آب نشديد؟#worried

  9. ماندانا می‌گوید:

    از شر نرگس خلاص شديم گير سريالهای مسخره تر ماه رمضون افتاديم

  10. هادي می‌گوید:

    خوش اومدی به ايران
    مگه قرار نبود تهران منو ببينی!!!!

  11. نگار می‌گوید:

    مسافرت خوش #flower

  12. يه دوست می‌گوید:

    رسيدن به خير خوش اومدي #hug
    ببخشيد من چند روز دير خبردار شدم#blush

  13. سبکبال می‌گوید:

    رسيدن به خير .#kiss #flower
    راستی سريال نرگس مگه تموم نشده ؟#surprise

  14. بی بی باران می‌گوید:

    پس برگشتی اميدوارم بهت خوش گذشته باشه #heart

  15. هادي می‌گوید:

    تست

دیدگاه‌ها غیرفعال هستند.